دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
عطی لایکی ヅ
1370858639317342_large.jpg عطی لایکی ヅ
توسط موبایل در دوره

. . . / / . . .

فــرشــیـد
540153_362925490483506_260834909_n.jpg فــرشــیـد
در دوره

ب ِ سُراغ مَن اَگر می آیید .. وُلـوم رو کَم کُنید !

فــرشــیـد
فــرشــیـد
در دوره

مُتــِنفرم اَز دوست های خوانِوادِگیشون ..

فــرشــیـد
936410_10151473257269249_1541916349_n.jpg فــرشــیـد
در دوره

حَرکَتِشون قَشنگه .. خیلی حال کَردم !

فــرشــیـد
فــرشــیـد
در دوره

چرا دَست زَن را باید بوسید !؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Zariܓܨܓ ღ
Zariܓܨܓ ღ
در دوره

سخت ترین کار در دنیا ترمیم اعتمادی است که از دست رفته

Zariܓܨܓ ღ
Zariܓܨܓ ღ
در دوره

خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته ست...خودم و جَدم و جدِ پدرم سوخته ست... خواستم جیغ شوم،گریه ی بی شرط شوم...خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم ...کسی از گوشیِ مشغول به من می خندید...آخرِ مرحله شد غول،به من می خندید... یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا...بازیِ مسخره ای بود،رها کرد مرا... با خودم با همه با ترسِ تو مخلوط شدم...شوت بودم که به بازیِ بدی شوت شدم... آنچه می رفت و نمی رفت فرو من بودم...حافظِ این همه اسرارِ مگو من بودم... از تحمل که گذشتم به تحمل خوردم...دردم این بود که از یارِ خودی گل خوردم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

بودنت را دوست دارم وقتی پنجه در کمرم حلقه مے کنی و به آغوشت سفت مرا مے فشارے و وادارم مے کنے که به هیچ کس فکر نکنم جـــــــز تــــــو … !

سید کمال
سید کمال
در دوره

این روزهـــ ــــا هیـــ ــچ چیز سرجایشــــــ نیست ...! جز تــــ و... که عجــ ــیبــــــ جا گرفته ای کنــ ـــج .....!!!

سید کمال
سید کمال
در دوره

چَـتـر نـمـیخـوآهد ایــن هـوآ ، رآ مـی خـوآهـَـد !

سید کمال
سید کمال
در دوره

دوسش داری ؟! پس یادت باشه ! فقط دوست داشتن کافی نیست ! عشق مراقبت می خواد !

سید کمال
سید کمال
در دوره

یکبار…و فقط یکبار میتوان عاشق شد… عاشق زن، عاشق مرد، عاشق اندیشه، عاشق وطن، عاشق خدا، عاشق عشق… یکبار… فقط یکبار… بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست

سید کمال
سید کمال
در دوره

بمان " امدنت را يادم نيست. بيصدا امدي بي انکه من بدانم بي اجازه ماندي بي انکه من بخواهم اما اکنون ذره ذره ي وجودم ماندنت را تمنا ميکند مهمان نا خوانده ي قلبم بمان که ماندنت را سخت دوست دارم بمان براي باور من که لحظه لحظه ي زندگي خويش را با تو پيوند زده ام بمان که سخت دوستت دارم.......

سید کمال
سید کمال
در دوره

خیلــی وقتــه کـه بـرای دیـــدن تــــو ، اول بایـــد چشمـــامـــو ببـنـــــــدم …