دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
roya
roya
در دوره

کاش مي شد بار ديگر سرنوشت را از سر نوشت/ کاش مي شد هرچه هست بر دفتر خوبي نوشت/ کاش مي شد از قلمهايي که بر عالم رواست با محبت ،با وفا،با مهربانيها نوشت/ کاش مي شد اشتباه هرگز نبودش درجهان/داستان زندگاني را بي غلط حتي نوشت/ کاش دلها از اول مهمور حسرتها نبود/کين اي همه اي کاش ها را بر دفتر دلها نوشت

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

روزگاریست که کس را به کسی یاری نیست...جز دل آزاری و نیرنگ و ریا کاری نیست....مردم زیر خط فقر به جان آمده اند....این دگر صحبت بی دینی و دین داری نیست....همای

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
-----
255780_10150197800977011_259441682010_7137795_7318698_n.jpg -----
در دوره

خواهر عادل فردوسی پور ...

باران بهاری
butterfly.jpg باران بهاری
در دوره

آخرین تکه قلبم را به پروانه ای دادم که رنگ پرهایش سوی دیدن را از من گرفت... به او دادم چون از تمامی چیزهای دوروبرم پاکتر بود...حتی آبی تر از حوض آبی خانه ی تنهاییم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
sea7.JPG باران بهاری
در دوره

می گویند دلت را به دریا بسپار... دریا هم طوفانی ست...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

کمي از قلب مرا باز فرست..!.سينه ام سخت تهي است...بي دلي بد درديست

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

خنده ام می گیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری می گویی : دلم برایت تنگ است ..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
Photo_Girls_ponytail_hairstyle_3.jpg باران بهاری
در دوره

تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم==»ديدگاه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

و چه زیبا می توان نواخت عاشق بودن را وقتی خدا پشت قدم های تو گام بر می دارد ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
vdo23137j7z2frsoyrh3.jpg باران بهاری
در دوره

زندگی مثل کلاویه های پیانو است...کلاویه های سیاه،غمها... وکلاویه های سفید شادی ها... اما زمانی میتوانی بنوازی ، که کلاویه های سفید و سیاه را به موقع فشار دهی!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
color-pencil[1].jpg باران بهاری
در دوره

بگذار باشم! این رنگ من است.بودن خود خیلی بزرگ است.بودن رها از بازی ها، رها از رنگ های پس زمینه، رها از پیچیدگی ها.می خواهم باشم هر گونه که هستم، هرآنگونه که باید باشم، بدون بازی ، بدون هیاهو،بدون گم شدن. زندگی را دور نزنیم بودن نیازی به این همه بازی ندارد.صمیمیت، مهربانی، دوستی بدون بازی هم هستند. بازی ها را رها کنیم. زندگی خود در پیش رویمان است. زندگی بدون رنگ و رنگارنگ... زندگی بی رنگ است اگر ما رنگش نکنیم!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
باران بهاری
در دوره

سلام به همه. روز بخیر.

علي علي
علي علي
در دوره

هر چيزي دوره اي داره..... سايت دوره هم دوره اي داشت..... ياد تمام دوستان دوره بخير

این ارسال را بازنشر کرده است.
علي علي
علي علي
در دوره

رباط دروغ سنج...... از دوست عزيزمنصوره موسويون ............مردی یک ربات دروغ سنج می‌خرد، به این ترتیب که ربات، کسی را که دروغ می‌گوید، سیلی می‌زند. او تصمیم می گیرد که یک شب آن را امتحان کند. پدر: پسر، امروز در ساعات مدرسه کجا بودی؟ پسر: در مدرسه. ربات پسر را سیلی می‌زند! پسر: درسته ، من دروغ گفتم، من سینما رفته بودم. پدر: داستان فیلم چی بود؟ پسر: داستان اسباب بازی. ربات پسر را مجددا سیلی می‌زند! پسر: درسته ، فیلم س...ی بود. پدر: چی … ؟ من وقتی در سن و سال تو بودم حتی نمی دانستم س....س یعنی چه؟! ربات پدر را سیلی می‌زند. مادر: فراموشش کن عزیزم، به هر حال او پسر توست! ربات مادر را سیلی می زند!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
284470059_ddbf4447dd.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

یادتونه بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم !