دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از دور دست ها می آید

از خاطره

از اسب

از ماشین های دودی

از باران

از خاطراتی دور که اینک

فرو غلطیده

در برگی از تاریخ
نوشته های این گروه به همۀ

پداران خوب و مهربان تقدیم می شود.

برای #پدر بنویس...

جزئیات گروه

شناسه 1102
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 694 پست
عضو 332 کاربر
طرفدار 28 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 85
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 129
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 133

کاربران گروه

(328 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بابا
شناسه‌: 1102 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
elysiume
elysiume
در بابا

راحت نوشتیم بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه جوانیش را داد.......!!!!!!!!

✔ عـلـ[بابا]ــی
پدر12.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی
در بابا

من دلم تنگ است ... برای دستانِ باغبان قصه ام ... دستانِ چروکیده‌ی خاکیِ پدر ... !

یاورهمیشه مؤمن
gs4w1vafcl8v0hhheb.jpg یاورهمیشه مؤمن
در بابا

یادش یه روزی روزگاری میخاستم برم سربازی بابام با ماشین سرمو کچل کرد ... حالا نوبت من شده که ریشاشو بزنم وحمامش کنم ... خودم نوکرتم

باران بهاری
باران بهاری
در بابا

یادمه صبحا که از خواب بیدار می شدم بابام میگفت : بچۀ خوب و عاقل و هشیار ، اوّل ِ صبح می شود بیدار ... و ادامه میداد تا شعر تموم بشه. یادش بخیر

باران بهاری
باران بهاری
در بابا

بابام همیشه میگه تو بچه ها اونی که برای ما ناراحتی نداشت تو بودی... همین حرفش پشتمو می لرزونه. حالا چه جوری میتونم پشتشو بلرزونم؟ پس خودم چی؟

elysiume
elysiume
در بابا

بابا جون قربونت بشم امشب این همه واسمون حرف زدی اما دل من کلی لرزید...........چقدر فاصله هست بین آدما.....بین هاشون عقایدشون..........چطور میشه یه آدم....نه باور کردنی نیست.........سخته.............خیلی..........باور بعضی چیزا...........بابا خیلی دوست دارم.......کاش غصه این چیزارو نمیخوردی.........یا شاید نه ای کاش منم غصه یا حرص این چیزارو میخوردم......!!!!!!!!!!!!!

آریــَــن
200738_orig.jpg آریــَــن
در بابا

آمد از راه دست هایش / کودکان چشم به دستان پدر / سفره خالی را پدر از بیرون انداخت ! . . . / سفره را بار دیگر گسترد ! / ها آن شب هم ، مثل دیگر شبها یک شکم سیر خوردند . . . / /

رویـــــــــا
574519.jpg رویـــــــــا
در بابا

پدر ، همون کسی هست که لرزش دستش دیگه چیزی از چای توی استکان باقی نگذاشته ، ولی بهت میگه به من تکیه کن و تو انگار به کوه تکیه داری . . . /

نــازی SG
نــازی SG
در بابا

یکی هستش که جونش بره نمیزاره بهت سخت بگذره اون اسمش

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
نــازی SG
نــازی SG
در بابا

این روزا بابام همه کار واسم کرد همه چی واسم خرید تا کمتر درد بکشم... خیلی خوبی بابا...

باران بهاری
باران بهاری
در بابا

حقیقت دارد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه
در بابا

Just gonna stand there And watch me burn

الهه
الهه
در بابا

همیشه همه چیز اینجوری نمی مونه . . . به خودتم گفتم . پوزخند تحویلم دادی اما .

دریـــا
دریـــا
در بابا

اگه فقط یه بار به جایِ ، بهم میگفتی : همه چی با من ! ، دیگه زندگیم این همه جهنم نبود! اگه کمی فقط یه ذره شونه هات برایِ من تکیه گاه بود ، این همه غمگین نبودم! اگه تنها گاهی اوقات ، فقط گاهی اوقات با لبخند بهم نگاه میکردیُ و صدام میکردی : بابا جان ... ؛ دیگه این همه بدبخت نبودم ! // کاش میفهمید اینا رو.. هر چند دیره ..واسه همه چی دیره ... ...