دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از دور دست ها می آید

از خاطره

از اسب

از ماشین های دودی

از باران

از خاطراتی دور که اینک

فرو غلطیده

در برگی از تاریخ
نوشته های این گروه به همۀ

پداران خوب و مهربان تقدیم می شود.

برای #پدر بنویس...

جزئیات گروه

شناسه 1102
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 694 پست
عضو 332 کاربر
طرفدار 28 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 85
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 129
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 133

کاربران گروه

(328 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بابا
شناسه‌: 1102 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
در ب در
در ب در
توسط موبایل در بابا

رویـــــــــا
315334_obloNLQG.jpg رویـــــــــا
در بابا

دست همیشه به معنای آغوش نیست ! گاهی فقط امنیت است . . . / مثلِ «دست پـــــــــــدر» ! :-×

باران بهاری
بابای شهیدم.jpg باران بهاری
در بابا

دلتنگم از این قاب‌های مضحک ِ بی روح ؛ لبخندهای خشک ... احوال‌پرسی‌های معمولی ... چشمان ِ من تصویری از جنس می‌خواهد ...

در ب در
در ب در
توسط موبایل در بابا

باران بهاری
بغل بابا2.jpg باران بهاری
در بابا

تو بغلش یه دنیا مهربونی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه
در بابا

کی گفته همه ی پدرا خوبن . سایه ی سرن و ازین مزخرفا . . . میخوام 4تا کلام باهاش حرف بزنم .

Rayhane
Rayhane
توسط موبایل در بابا

سایه ات بر سرم مستدام جان ...

Rayhane
Rayhane
توسط موبایل در بابا

چقدر سخت و دردناکه وقتی دور هم نشستیم و حرف از میزنه! بغض کردم

امیرفال
180057_364.jpg امیرفال
در بابا

پدرها شغلشان این است... مهربانی ... و چه مهربانان ِ سخاوتمندی اند...

ℌαღ☤∂
Pedar.jpg ℌαღ☤∂
توسط موبایل در بابا

ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘـــــــــــــﺪﺭﺍﻥ ... ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺭﺍ ، ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ ...!!! ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﻪ ﻃﻌﻢ ﭘﺪﺭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﻭ ﻧﭽﺸﯿﺪ ،ﺍﻣﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﺮﺩ ... ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﺧﺎﮐﯽ ﻭ ﮐﺜﯿﻒ ﻣﯿﭙﻮﺷﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﯿﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻢ ﺑﭽﻪ ﺍﺵ ، ﺍﻣﺎ ﺑﭽﻪ ﺍﺵ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺑﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﺪﺭﻣﻪ ! ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺷﻮ ﺑﺎ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﺶ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﻣﺎ ﻏﺼﻪ ﺷﻮ ﺑﺎ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻭ ﺳﻜﻮﺕ ... ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﻪ ﮐﻒِ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺟﺎﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﺶ ﮐﻒ ﺧﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺟﺎﺭﻭ ﻧﺰﻧﻦ ... ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺪﺍﺩ ﺗﺸﺒﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺗﺮﺍﺷﯿﺪﻩ ﺷﺪﻥ ، ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ، ﻭﻟﯽ ﭘـــــــــــــﺪﺭ ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺷﮑﯿﻞ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺍﺑﻬﺘﺶ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺣﻔﻆ ﻣﯿﮑﻨﺪ ، ﺧﻢ ﺑﻪ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﻤﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎﺳﺖ ﻓﻘﻂ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ … ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ "ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ" ... ﺗﻤﺎﻡ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺭﻧﮓ ﻣﯿﺒﺎﺧﺖ...! ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﭘﺪﺭﺕ ﺍﺯ ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﻣﯿﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻣﯿﺮﻩ ، ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﻭ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﻣﯿﻠﺮﺯﻩ ، ﻣﯿﻔﻬ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهــــ ه
الهــــ ه
در بابا

باید گفت که من یه کوهی پشت ِ سرم دارم که تو هر شرایطی ازم حمایت میکنه به اسم

الهه
الهه
در بابا

امممممم تولدت مبارک . ( واقعن حکمتش چی بود دوتایی 21 مرداد به دنیا اومدیم ) ...

الهه
الهه
در بابا

امزوط رفتم بعد از چند سال شاید ! کنار بابام دراز کشیدم ... نمیدونم یهو دلم براش تنگ شد . یه دست کشید رو موهام ، دلم خواست بغلش کنم گریه کنم . مِن مِن کردم اول حرفمو خوردم میخواستم کنارش همینجور دراز بکشم اما نشد / نشد / نشد ... گفتم بابا پول میخوام . گفت چقد ؟ فردا یادم بیار بهت بدم . پا شدم . اونم پا شد رفت . میدونم دیگه تکرار نمیشه این صحنه .

این ارسال را بازنشر کرده است.
elysiume
elysiume
در بابا

چقدر دوست داشتم چشم هایم را ببندم تا پدرم برایم داستان های کودکانه بخواند شاید گاهی کمی بخندم .

در ب در
در ب در
توسط موبایل در بابا

..