✔ عـلـ[بابا]ــی
زمين تهیست ز رِندان ... همين تویی تنها ،که عاشقانه ترين نغمه را دوباره بخوانی ... بخوان به نام گل سرخ ... و عاشقانه بخوان : « حديث عشق بيان کن بدان زبان که تو دانی » ... ! (شفیعی کدکنی)
Hamed
بیــا از قلمــرو اَتـــــ دفــــاع کن، دارنـَــد فتحَــم می کننـد .. غـــم ها .
✔ عـلـ[بابا]ــی
میخواهم و میخواستمت ، تا نفسم بود ... میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود ... عشق تو بسم بود ، که این شعله بیدار ... روشنگر شب های بلند قفسم بود ... ! (فریدون مشیری)
Hamed
گاه دلم میگیرد.... گاه زندگی سخت میشود گاه تنها , تنهایی آرامش می آورد.. گاه گذشته اذیتم میکند... گاه هوایت دیوانه ام میکند.. این `گاه ها`...گهگاه تمام روز و شب من میشوند.. آنوقت بغض گلویم را میگیرد! درست مثل همین روزها..
✔ عـلـ[بابا]ــی
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم ... کین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مُریدی گفت پیر را : چه کنم کز خلایق برَنج اندَرم ؟ ... از بس که به زیارت من همیآیند و اوقات مرا از تردّد ایشان تشویش میباشد ... گفت : هر چه درویشانند مر ایشان را وامی بده ... و آنچه توانگرانند از ایشان چیزی بخواه ... که دیگر یکی گرد تو نگردند ... ! [ گر گدا پیشرو لشکر اسلام بُوَد / کافر از بیم توقع برود تا درِ چین ... (گلستان،در اخلاق درویشان) ]
Hamed
سيگار رو هم که ترک کرده باشي ، يه گوشه مي شيني و از روزگار مي کشی... (#+20)
Hamed
چه گــره ی کــوری بـه زنــدگـی ات انـــداخــتـه ام ؟ که فــقـط مـن ، باید از سَــــرَت "بــــاز" شــــوم !!!؟
✔ عـلـ[بابا]ــی
نخراش ... اینقَدر ، این آسمانِ آبی دلِ ما را نخراش ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست ... در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست ... چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش ... زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
کاروان میرود و بار سفر میبندند ... تا دگربار که بیند که به ما پیوندند ... طمع از @دوست نه این بود و توقع نه چنین ... مکن ای دوست که از دوست جفا نپسندند ... ! (سعدی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت / پردهی خلوت این غمکده بالا زد و رفت / درد بیعشقی ما دید و دریغش آمد / آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت / ! (سایه) / کاریکاتور: Angel Boligan /