دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔ عـلـ[بابا]ــی
ایستاده.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

من و " ما "ی نشسته ... چگونه تفسیر خواهیم کرد ... " او "ی ایستاده را ؟ ... !

الهــــ ه
الهــــ ه

شاعر میفرماید : دل ِ عاشق مثال دل ِ عاشق مثال ِ گرگ گشنس که گرگ از هی هی ِ چوپان نترسد کمر باریــــــــک کمر باریک ِ من شام ِ تاریک ِ من بیا به نزدیک ِ من . . . دی دی دیریـــــــن

✔ عـلـ[بابا]ــی
فرار.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

ظاهرا ... قصه از آنجا شروع شد که ... از "عادت کردن" فرار کردیم ... و به "فرار" عادت ... !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
فیسبوک.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

بدون شرح ... !

الهــــ ه
الهــــ ه

اصولا دوتا حرکت مامانم خعلی رو اعصابمه یکی اینکه وقتی میرم حموم قبلش میگه اااااا داری میری حموم وقتیم حمومم تموم میشه میگه ااااااا اومدی بیرون ؟! حالا روبروش هم نشستماااا ، ینی منو نمیبینی مامان جان ؟

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

فقط همین ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قرار نبوده اینطور از آسمان دور باشیم و سال‌ها بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره‌ ها نخوابیده باشیم ... قرار نبوده یکی از اینجا و یکی ازآنجا ، صورتک زرد به نشانه‌ی سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستند ... چیز زیادی از زندگی نمیدانم ، اما همینقدر میدانم که این‌همه “ قرارنبوده ”‌ ای که برخلافشان اتفاق افتاده ، همگی‌ مان را آشفته‌ و سردرگم کرده … آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم ... از هیچ چیز راضی نیستیم ... اما سر در نمی‌آوریم چرا ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قرار نبود کار کردن ، جز بر طرف کردن غم نان ، بشود همه‌‌ی دار و ندار زندگیمان و همه‌ی دغدغه‌ی زنده بودن‌مان ... قرارنبود کنار هم بودن و زاد و ولد کردن ، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گرو کشی و ضعف اعصاب داشته باشد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قرار نبوده این‌ همه در محاصره‌ی سیمان و آهن ، طبقه روی طبقه برویم بالا ... قرار نبوده این تعداد میز و صندلیِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد ... بی‌شک این همه کامپیوتر و پشت‌های غوز کرده‌‌ی آدمهای ماسیده ،در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده ... تا به حال بیل زده‌اید ؟ باغچه هرس کرده‌اید ؟ آلبالو و انار چیده‌اید ؟… کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید ؟ ... آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست … !

حمیده
حمیده

اصن هر چی دوست دارید لایک کنید ، باز نشر کنید. من رفتم. مامان بیاد ، ناهار آماده نباشه دعوام میکنه خو.

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قرار نبود همه از دم درس خوانده‌ بشویم و از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم ... بعید بدانم راه تعالی بشری از دانشگاهها و مدرکهای ما رد بشود … !

حمیده
حمیده

لایک نزنید. میخوام برم. دیر شد.

حمیده
حمیده

الان هر چی بنویسی هفت هشت تا لایک می خوره. دلم نمیاد این جا رو ول کنم برم ناهار درست کنم.

حمیده
حمیده

شاید فردا برم تهران.

حمیده
حمیده

باید برم ناهار درست کنم.