دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر که تو شاعر بودی ... سخاوت‌دستانت بیشتربود و رنگین‌کمان در صبحانه تو بود و دریا از پشت خواب تو رد میشد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر همه شاعر بودند ... همه یِ یک کاسه سهم دو دهان بود و باغ پشت قَباله ی همه بود ... اَقاقیا بیشتر می ریخت بر رفتار ما ... سَرو کمی مینشست در سایه گاهِ من ... !

sahel
sahel

خدایا بیا یک بار دیگر تقسیم کن تنهایی را.... به نام توست ولی به کام من...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر همه شاعر بودند ... شاید که شعر ارزانترین تحفه بود، اما اگر همه شاعر بودند ...ستاره بیشتر بود بر عادت نوشتن ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر همه شاعر بودند ... قصابان غزل می فروختند و عشق رفتار گلی بود که از هر گلدان ،هر قرق بان به تساوی سر میزد ...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چیزی پس از غروب کجا می رودم ؟... وقتی نسیم زرد ،خورشید سرد را ... چون برگ خشکی از لب دیوار رانده است ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چشمان بی نگاه من ... از رنگ ابرها ... فرمان کوچ را ،تا انزوای مرگ نادیده ... خوانده است ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

sahel
sahel

دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل ، یارب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل . . . ؟

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

دوستان جمعه خوبی داشته باشید . خدانگهدارتون تا دیداری دیگر.

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

داستانک : کاربران دنبالر همایشی در هتلی دعوت شدند. کیف و ساکشان را در اتاق مجلّلی در طبقهٔ هفتاد و پنجم هتل گذاشتند. پس از برگشت از همایش طولانی و خسته کننده دیدند تمام آسانسور ها خرابند و تنها راه رسیدن به اتاقشان، بالا رفتن از پله هاست . قرار شد در طول راه به ترتیب دلنوشته ای از خود بگویند زیرا آنجا کسی قادر به کپی کردن نبود . به طبقه هفتاد و چهارم که رسیدند مدیران دنبالر گفتند : حالا تلخ ترین دلنوشته را بشنوید: «یکی بود یکی نبود، کلید اتاق را نیاوردیم».

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

داستانک قول گرفتن .

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

فقط یک انار توی یخچال بود .هم من دلم می خواست بخورمش .هم او . گندید .

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

یک گل بهار نیست ... صد گل بهار نیست ... حتی هزار باغ پر از گل بهار نیست ... وقتی ... !