دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مــُ حمــّــد ; )
مــُ حمــّــد ; )

ﻳﻪ ﭼﺮﻧﺪﻱ ﻫﻢ ﻣﺪ ﺷﺪﻩ ﺟﺪﻳﺪﺍً ﻫﻤﻪ ﻣﻴﮕﻦ: "ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻴﺪ ﺑﺮﻩ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻳﻌﻨﻲ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﺎﻝ ﺷﻤﺎﺳﺖ" ﮐﻔﺘﺮ ﺑﺎﺯﻱ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻲﮐﻨﻴﻢ ﻣﮕﻪ

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز/هر طرف مي سوزد اين آتش/پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود

مــُ حمــّــد ; )
مــُ حمــّــد ; )

یه شونه تخم مرغ خریدم 8000 تومن یه کتاب از میشل فوکو 4000 تومن، یعنی اگر به جای فیلسوف مرغ باشی ارزش چیزی که بیرون میدی دو برابر میشه

setareh
setareh

سلام..................................................

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

صدای گامهای سکوت را می شنوم خلوتها از با همی سگها به دروغ و درندگی بهترند سکوت گریه کرد دیشب سکوت به خانه ام آمد سکوت سرزنشم داد و سکوت ساکت ماند سرانجام چشمانم را اشک پر کرده است

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

کز آن پرواز بی حاصل درین ویرانه ی مسموم چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش همه پرهای پکش سوخت کجا باید فرود آید، پریشان مرغک معصوم؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است دلش می‌ترکد از شکوای آن گوهر که دارد چون صدف با خویش دلش می‌ترکد از این تنگنای شوم پر تشویش چه گوید با که گوید، آه

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می‌پخت پرید آنجا، نشست اینجا، ولی هر جا که می‌گردد غبار و آتش و دود است نگفتندش کجا باید فرود آید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

پرید، اما دگر ایا کجا باید فرود آید؟ نشست آنجا که مرغی بود غمگین بر درختی لخت سری در زیر بال و جلوه ای شوریده رنگ، اما چه داند تنگدل مرغک؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

نشست آنجا که برجی بود خورده بآسمان پیوند در آن مردی، دو چشمش چون دو کاسه ی زهر به دست اندرش رودی بود، و با رودش سرودی چند خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی‌ به چشمش قطره های اشک نیز از درد می‌گفتند ولی زود از لبش جوشید با لبخندها، تزویر تفو بر آن لب و لبخند

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

نگفتندش: نوازش نیست، صحرا نیست، دریا نیست همه رنج است و رنجی غربت آلود است پرید از جان پناهش مرغک معصوم درین مسموم شهر شوم پرید، اما کجا باید فرود آید؟

میترا
میترا

اعتبار آدم ها به حضورشان نیست به دلهره ا ی است که در هنگام نبودنشان درست میکنند

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

بین دو انگشت زمان، سیگار بختم دود شد بر پشت دل یک کوله بغض، از هر چه ترسم بود، شد.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

سلام صبحتون بخیر .