•▪●۩ اسی ۩●▪•
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر، با آن پوستين سرد نمناكش باغ بي برگي روز و شب تنهاست با سكوت پاك غمناكش ساز او باران، سرودش باد
yaldajoon
همواره اینرا با خود بخوان : رویاها تجدید نشدنی است ؛ مهم نیست سن و شرایط ما چیست ، مهم آنست که هنوز توانائی های دست نخورده ای در درون ما وجود دارند و زیبائی تازه ای در انتظار ظهور است!
yaldajoon
اي پرستوي مهاجر اي سفر كرده ي غربت بانگ بي تاب مسافر اي تو لبريز شقايق اي كه جاده هاي غربت تو رو از آغوش من برد اي اسير شهر شيشه به شهر هاي بي چراغ به دشتهاي بي بهار به سر زمين انتظار سفر بكن شبي كه من چشم به ره عبورتم
yaldajoon
شیرینی دیدارت ، شور دوست داشتنی در من پدید می آورد کاش با ترش رویی کامم را تلخ نمی کردی! تو طعم همه مزه ها رو به من چشوندی!!! ولی من انگار خیلی بی مزه بودم برایت ...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
ما چون دو دريچه، رو به روي هم آگاه ز هر بگو مگوي هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آينده عمر آينهي بهشت، اما ... آه بيش از شب و روز تيره و دي كوتاه اكنون دل من شكسته و خسته ست زيرا يكي از دريچهها بسته ست نه مهر فسون، نه ماه جادو كرد نفرين به سفر، كه هر چه كرد او كرد
yaldajoon
گاهی باید بی رحم بود . . . نه با دوستت و نه با دشمنت . . . فقط با خودت . . . و چقدر بزرگت میكند " اون سیلی كه به صورت خودت میزنی....!
•▪●۩ اسی ۩●▪•
خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر واي، آيا هيچ سر بر ميكنند از خواب مهربان همسايگانم از پي امداد ؟
•▪●۩ اسی ۩●▪•
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم همچنان مي سوزد اين آتش نقشهايي را كه من بستم به خون دل بر سر و چشم در و ديوار در شب رسواي بي ساحل واي بر من ، سوزد و سوزد
✘ farHad ✘
SanSiz BeN NafAs AlAmaM...BOrAlar Da GHeCh DoRaMam.....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
قاصدك ابرهاي همه عالم شب و روز در دلم مي گريند ...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
قاصدك در دل من همه كورند و كرند دست بردار ازين در وطن خويش غريب قاصد تجربه هاي همه تلخ با دلم مي گويد كه دروغي تو ، دروغ كه فريبي تو. ، فريب
•▪●۩ اسی ۩●▪•
انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس برو آنجا كه تو را منتظرند