دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

بام را برافکن ، و بتاب ، که خرمن تیرگی اینجاست. بشتاب ، درها را بشکن ، وهم را دو نیمه کن ، که منم هسته این بار سیاه.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اینچنین میگذرد روز و روز گار من .من روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم .....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

سلام را دوست دارم ولی از زبانم میترسم من میترسم از هستم ...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

قانون را دوست دارم ولی از پاسبانها میترسم ....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره میترسم ....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

با این همه،ای قلبِ در به در! از یاد مبر که ما _من و تو_ عشق را رعایت کرده ایم، از یاد مبر که ما _من و تو_ انسان را رعایت کرده ایم، خود اگر شاه کار خدا بود یا نبود.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

از مهتابی به کوچه ی تاریک خم می شوم و به جای همه نومیدان می گریم. آه من حرام شده ام!

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

من درد در رگانم حسرت در استخوانم چیزی نظیر آتش در جانم پیچید .....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

ای کاش میتوانستم خون رگان خود رامن قطره قطره قطره بگریم تا باورم کنند...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

ای کاش میتوانستم یک لحظه میتوانستم ای کاش بر شانه های خود بنشانم این خلق بیشمار را گرد غبار خاک بگردانم تا با دو چشم خویش ببینند خورشیدشان کجاست تا باورم کنند...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

میترا
میترا

حموم بودم، مامانم می زنه به در میگم بــــــله ؟ می گه حمومی ؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی. میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری!!!!

میترا
میترا

فراموش میكنم تمام دنیای ساختگی عشقمان را .......... و دیگر دوستت نخواهم داشت.... چرا می خندی؟ باز چشمهایم ....دروغم را لو دادند؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

برای اعتراف به کلیسا میروم .رو در روی علفهای روییده بر دیوار کهنه می ایستم و همه گناهان خود را یکجا اعتراف میکنم .بخشیده خواهم شد به یقین ...

میترا
میترا

مامانم جیغ زد. بدو بدو رفتم ببینم چی شده دیدم یه سوسک تو دستشوییه. برگشتم برم دمپایی بیارم میگه میری دمپایی بیاری گفتم پـــ نه پـــ دارم میرم سوسکه راحت باشه! حالا دمپایی آوردم میگه میخوای بکشیش؟ گفتم پـــ نه پـــ میخوام بدم پاش کنه میره دستشویی پاش کثیف نشه!