حسین
کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار گفت واسه صبونه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون
rash
لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام ، مستم باز می لرزد ، دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست و آبرویم را نریزی ، دل ای نخورده مست لحظه ی دیدار نزدیک است
حسین
در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه
هژیر
دوستان بیاید دیدگاه بازی حوصلمان سر نره
rash
هر که آمد بار خود را بست و رفت ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب ز آن چه حاصل ، جز دروغ و جز دروغ ؟ زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب ؟
حسین
به خدا گفتم "خسته ام" گفت : " لا تنقطوا من رحمه الله ... از رحمت خدا ناامید نشوید." گفتم : " هیچ کسی نمیدونه تو دلم چی میگذره" گفت : " ان الله بین المرء و قلبه .... خدا حائل است میان انسان و قلبش." گفتم : " هیچ کسی رو ندارم." گفت : " نحن اقرب الیه من حبل الورید... ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم." گفتم : " ولی انگار اصلا منو فراموش کردی" گفت : " فاذکرونی اذکر کم ... منو یاد کنید تا یاد شما باشم."
حسین
عشق میدانی چیست؟ عشق یعنی توبه در قنوت خواندنش با نام غفارالذنوب ، عشق یعنی چشمها هم در رکوع ، شرمگین از نام ستارالعیوب ، عشق یعنی سر سجود و دل سجود ، ذکر یارب یارب از عمق وجود.
حسین
تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم
ویدا
روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت، روزی كه كمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست، روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ای ست و قلب برای زندگی بس است ،روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو بخاطر آخرین حرف به دنبال سخن نگردی،روزی كه آهنگ هر حرف زندگی ست تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم، روزی كه هر لب ترانه ای است تا كمترین سرود بوسه باشد ،روزی كه تو بیایی برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یكسان شود، روزی كه ما دوباره برای كبوترهایمان دانه بریزیم و من آن روز را انتظار می كشم حتی روزی كه دیگر نباشم... ((شاملو))
حسین
زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش
حسین
تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!
rash
اما چه نادرست در آمد حساب من /از ما دو تن یکی نه چنین بود ، ای دریغ غمز و فریبکاری مشتی حسود نیز /ما را چو دشمنی به کمین بود ، ای دریغ ...............................
چي داري ميگي بابا ؟ من دارم به قول خودت كتلت ميشم ... نه كارم از كتلت هم گذشته...
15 سال و 1 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبلمن که دوست دارم همیشه ماه رمضون باشه .....یه وعده غذای بیشتر
15 سال و 1 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبلآره نازنين جون خيلي فرق ميكنه

15 سال و 1 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 30 دقيقه قبلالينا
rash نوش جونت
15 سال و 1 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 29 دقيقه قبلقربونتتتتتتتتتتتتتتت
15 سال و 1 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 28 دقيقه قبل