rash
تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم ؟ تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟ یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست
حسین
مراقب باشین ! بعضی ها در حالیکه هندوانه زیر بغلت می ذارن، پوست موز هم زیر پات می اندازن . . .
حسین
گــاه در زنـدگـی ، موقعیت هایی پــیش مــی آیــد کــه انسان بـایـد تــاوان دعـاهــای مــستجاب شده خــود را بپــردازد … !
الهــــ ه
من میترســم.... شرمنده ی دلــم بشم..... یکی از همین روزا ...!
A.A.B
باز با افسونگریهای دل زیبا پرستم از شراب شعر چشمان تو امشب مست مستم سرو باغ شعرم اما باهمه گردن فرازی پیش سرو قامت بالا بلندت باز پستم جزر ومدی در نگاهت هست در شبهای مهتاب میدهد این جلوه های شعر و مستی کار دستم این دو بیتی های لبهایت چه مستی داشت کز پی یک سبو شعر تر خیام گشته ناز شستم فالی از فنجان چشمانت گرفتم حافظم گفت در سر کوی تو از پای طلب من کی نشستم وامق این دیوانگی های تو پایانی ندارد کاش آن پیمانه را در جوش مستی می شکستم
A.A.B
زندگی یک آرزوی دور نیست.... زندگی یک جست و جوی کور نیست.... زیستن در پیله پروانه چیست؟ زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست.... گوش کن ! دریا صدایت میزند.... هرچه ناپیدا صدایت میزند.... جنگل خاموش میداند تو را.... با صدایی سبز میخواند تو را.... زیر باران آتشی در جان توست.... قمری تنها پی دستان توست پیله پروانه از دنیا جداست.... زندگی یک مقصد بی انتهاست.... هیچ جایی انتهای راه نیست.... این تمامش ماجرای زندگیست....
A.A.B
این جهان را بی وفا بینم خدا عاشقان را بی صفا بینم خدا ناله ها را بی صدا بینم خدا پاسخ خوبی جفا بینم خدا دیگر از پروانه بودن خسته ام در میان عاشقان یارم تویی یوسفی هستم خریدارم تویی گرمی سودای بازارم تویی بی وفا تنها وفا دارم تویی جز تو پیمان از همه بگسسته ام خوش به حالم باغبانی کرده ام بهر گلها مهربانی کرده ام یاد ایام جوانی کرده ام ترک این دنیای فانی کرده ام تا بیایی من ز دامت رسته ام من رفیق لاله های داغدار تا ابد شرمنده ام از روی یار چون نپرسیدی زمن احوال زار شکوه دارم از جفایت روزگار همچو بلبل در قفس پر بسته ام
A.A.B
وقتی که دنیا دود شد شاید فراموشت کنم کاشانه ام نابود شد شاید فراموشت کنم آسان ز دستم داده ای باشد به این هم راضی ام وقتی که اشکی رود شد شاید فراموشت کنم هرگز ز دستت اینچنین سیلی به احساسم نخورد باشد بزن بدتر بزن اما به دستانت قسم وقتی که تارم پود شد شاید فراموشت کنم گفتم فراموشت کنم شاید بری از خاطرم شاید نداره بعد از این باید فراموشت کنم