دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دردا و دریغا ... که در این بازی خونین ... بازیچه ی ایام، دل آدمیان است ... !/ [سایه]

این ارسال را بازنشر کرده است.
مِستر
مِستر

بهم نزدیکی ولی خیلی دوری

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با علم اگر عمل برابر گردد / کام دو جهان تو را ميسر گردد / مغرور مشو به خود که خواندی ورقی / زان روز حذر کن، که ورق بر گردد ... !/ [ابوسعيد ابوالخير]

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ... دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم! دخترک چونه ی ......لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت ..

✔ عـلـ[بابا]ــی
نقش خیال تو.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

وه، که جدا نمی‌شود / نقش تو از خیال من / تا چه شود به عاقبت / در طلب تو، حالِ من ... !/ [سعدی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

اگر باشی... اگر باشی... اگر تنها نباشم... اگر از جنس آدم‌ها نباشم بگو با تو بمانم یا نمانم بگو گنجشک باشم یا نباشم! ........سید حبیب نظاری

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم تنهایی من، عالمی نیست .......محمدعلی بهمنی

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دل به امید روی او، همدم جان نمی‌شود / جان به هوای کوی او، خدمت تن نمی‌کند / دستخوش جفا مکن آب رُخم، که فیض ابر / بی مدد سرشک من، دُرٌ عدن نمی‌کند ... !/ [حافظ]

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

ساده است گلی چیدنش و از یاد بردن که آبش باید داد...

bano °✿ روزهای رویایی °✿
1368702130114103_orig.jpg bano °✿ روزهای رویایی °✿

....

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

پســــــری با یک بسته سیـــگار.... ممنونم که یادآوری کردی بهم دلـــــــم یه دل سیــــــر نفس عمیــــق و هـــوای ســـرد میــــخواد...

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

چه انتظار عجیبی نشسته در دل ما همیشه منتظریم و کسی نمی‌آید ... مصدق

این ارسال را بازنشر کرده است.
bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام....