دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دست نوشته‌هایِ من از زندگی روزمره ...!
آری، خانه‌ی دومِ من همینجاست ...
در این خانه برای تو مینویسم :ط
در این خانه برایِ دلِ خود مینویسم تا آرام بگیرد ...

جزئیات گروه

شناسه 654
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 1581 پست
عضو 173 کاربر
طرفدار 17 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 233
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 212
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 68

کاربران گروه

(171 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پشت پرده
شناسه‌: 654 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
پشت پرده
پشت پرده

حتی هم در مقابلِ چیزی نیست ...

پشت پرده
پشت پرده

میترسم از روزی که خنده‌هام بِخُشکَن ...!

پشت پرده
پشت پرده

بعضی وقتا بُغضی که تو گلومه، میخواد خفم کنه ...!

پشت پرده
پشت پرده

گوشیت زنگ میخوره بعدش بیدار میشی میای یه مشکلی رو حل کنی یهو از بدشانسی یه چیزی میبینی که کلا بهم میریزی ...!

پشت پرده
پشت پرده

کاش روزی برسه همه‌ی آدما به حرفایی که خودشون میزنن اعتقاد داشته باشن و بهش عمل کنن ...!

پشت پرده
پشت پرده

یکی از اون چیزایی که تو زندگی خیلی واسم مهمه اینه که همیشه آرامش داشته باشی ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
پشت پرده
پشت پرده

هر چقدر از خوبی‌ها و مهربونیات بگم بازم کم گفتم ...!

پشت پرده
پشت پرده

کار کشاورزی خیلی خسته کننده و طاقت فرساست. امروز رفتم سرِ مزرعه مثلِ همیشه به بابا کمک کردم ...!

پشت پرده
پشت پرده

تو مثلِ رویا لطیفی، جات تو آسموناست ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
پشت پرده
پشت پرده

منُ با چشمهایِ بی‎‌نظیرش عاشق کرد ...!

پشت پرده
پشت پرده

دلم میخواد هر لحظه از عشقِ تو بگم ...!

پشت پرده
پشت پرده

خیلی سخته هر سال روزِ تولدِ آدم مصادف بشه با سالگردِ مامانش ...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
پشت پرده
پشت پرده

قلبم هواتُ داره شبُ روز ...!

پشت پرده
پشت پرده

بعضی وقتا نزدیکترین کسانتُ از دست میدی بجایِ اینکه بقیه آرومت کنن مجبوری خودت با این حالِ وحشتناک بقیه رو آروم کنی ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
پشت پرده
پشت پرده

امشب با @نیما صابری و @نوید شایسته رفتیم بیمارستان پیشِ علی، وقتی رسیدیم تنها بود، غمُ اندوه تو چشماش موج میزد وقتی بغلش گرفتم کاملا فهمیدم چی داره می‌کشه و چقدر واسش سخته که با اینِ غمِ از دست دادنِ مادرش کنار بیاد و باورش کنه ...!

و 2 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
پشت پرده
پشت پرده

تماشاترین تو هستی، دیدنت را دوست دارم ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.