دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

طنز
یک روز بدون خنده
روزی است به هدر رفته
چارلی چاپلین ㋡

جزئیات گروه

شناسه 13
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 4097 پست
عضو 852 کاربر
طرفدار 74 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 9
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 17
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 27

کاربران گروه

(846 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

لطفا لبخند بزنید
شناسه‌: 13 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Hanieh
Hanieh

یه معلم عربیه داشتم انقد منو بیرون کرده بود که وایمیسادم جلو در به محضی که وارد میشد عین بازیکنای تیم ملی باش دس میدادم میرفتم بیرون.

این ارسال را بازنشر کرده است.
‘°ºO•❤•๓เlค๔•❤•Oº°‘
‘°ºO•❤•๓เlค๔•❤•Oº°‘

داشتم بازی کامپیوتری میکردم و تو یه مرحله گیر کرده بودم تا میومدم جُم بخورم دشمن منو میکشت! خواهرم خیلی جــــــــدی گفت بیخیال بابا!! شاید سرنوشت یارو اینه که بمیره! یعنی من

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Hanieh
Hanieh

هر وقت اول اشنایی یکی بهتون گفت بهم اعتماد کن ، به خدا من ادمِ خوبیَم ! همونجا با دمپایی ابری ِ خیس بزنید تو دهنش ، بزنیدااا کارتون نباشه دیه اش با من

Hanieh
Hanieh

10 سال دیگه تو خیابونای ایران : .................دختر : جوووون چطوری ؟ آقا پسر ............................................. پسر : ایش .. گمشو دختر: شماره بدم زنگ میزنی ؟؟؟ ................................. پسر : برو گمشو مگه خودت برادر و پدر نداری ؟؟؟ مزاحم پسر مردم میشی ؟؟

Hanieh
Hanieh

می بینم از تو آشپزخونه صدا میاد رفتم می بینم داداشم هی در یخچالو باز و بسته میکنه … میگم :چرا همچین میکنی؟ درش کنده شد میگه: دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا می کنم یا نه !! ای خــــــــدا این خوشیــارو از مـــا نگیر خخخخخخ

‘°ºO•❤•๓เlค๔•❤•Oº°‘
‘°ºO•❤•๓เlค๔•❤•Oº°‘

ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﻫﻪ شصت و هفتادی ﺭﻭﯼ ﺭﺍﺯ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﺗﻔﻨﮓ ﺁﺗﺎﺭﯼ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺭﻭﯼ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﯼ ﻧِﺴﺒﯿَﺘﺶ ﻭﻗﺖ ﻧﺬﺍﺷﺖ!!

‘°ºO•❤•๓เlค๔•❤•Oº°‘
‘°ºO•❤•๓เlค๔•❤•Oº°‘

معمولا دخترا موقعی میفهمن ناخونشون شیکسته ک مانتو یا شالشون نخکش شده باشه

بابک...
بابک...

دختر عمم چهار سالشه رفتم خونشون میبینم دستاشو با روسرى محكم بسته بش میگم چیییی كاااااار میكنى؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! میگه دارم تمرین میكنم كه اگه دزدیننم بتونم دستامو باز كنم!!!!!!!! من:هاااااااااان!!!!!!!!!؟ ینى من اصن موندما!!!!!

بابک...
بابک...

دوســـت دارم یــه نــیــســان داغــون بــخــرم بـــاهــــاش بــــرم تــــو خـــیــــابـــون هــــرکــــی مــیــاد از ســـمـــت راســـتـــم ســبــقــتـــــ بــگــیــره بـــزنـــم کــتــلــت کـــنــم تــا دیــگـه خـلــافــــ نــکـنــه لــایک= پــسـره ی روانـی مــگــه مـریـضـی آخـــه؟؟؟

عطی لایکی ヅ
عطی لایکی ヅ

|| ........ //........ "".......... ( )

بابک...
بابک...

دیشب مهمون داشتیم خواهر کوچیکم داشت چایی تعارف میکرد ، به زن عموی بابام که رسید به خواهرم گفت : الهی پیر شی ؛ آبجیه منم که معنیه این حرفو نمیفهمید گفت الهی خودت بمیری … تا نیم ساعتم رفت تو اتاقش گریه کرد !

بابک...
بابک...

به دوستم گفتم شلواره خریدی؟ شبیه شلواره ارسطوهه به ده دقیقه نکشید دیدم خودکارم نیم کیلو جوهر پس داده به شلوارم کلید اسرار-قسمت : گوه میخوری رفیقتو مسخره کنی ))))))

بابک...
بابک...

مامانم مسافرته زنگ زده میگه خونه رو تمیز کن شاید با خاله ت اینا بیایم … . خبر نداره بعد از دو ساعت که داشتم از تشنگی تلف میشدم آخرش از آب گلدون خوردم ! توقعایی دارنا !؟!؟!؟!

بابک...
بابک...

پشمک خریدیم روش نوشته بود ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﺣﺎﺟﯽ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺣﺎﺟﯽ ﺣﺴﻦ ﻭﺟﺪﺍﻧﺎً ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺗﻮ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﯿﻮﻓﺘن ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺸﻤﮏ ...! ﺣﺎﺟﯿﻬﺎ ﻣﭽﮑﺮﯾﻢ

بابک...
بابک...

چند وقت پیشا کلیدم رو دانشگاه جا گذاشته بودم، رفتم حراست ببینم پیدا میشه. گفت مشخصات بده، گفتم چند تا کلید وصله به یه حلقه. گفت خودشه، بیا بگیر

این ارسال را بازنشر کرده است.