از یاد رفته...
بیاد اون روزا می افتم که سر میزاشتی رو سرم داد می زنم هوار هوار بشنو صدامو روزگار تنها از اون مونده برام عکس قشنگش یادگار بیا بزار دستاتو توی دستام بیا ببین دنیا چه قدر قشنگه اگه بامن باشی نزاری تنهام
از یاد رفته...
امروز که محتاج توام جای تو خالیست فردا که میایی به سراغم نفسی نیست در من نفسی نیست نفسی نیست در خانه کسی نیست نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمی ماند که از تقدیر حال ما در این دنیا کسی چیزی نمی داند تا آینه رفتم که بگیرم خبر از تو دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم به تو بر میخورم اما در تو شده ام گم به من دست رسی نیست نکن امروز را فردا دلم افتاده زیر پا، بیا ای نازنین ای یار دلم را از زمین بردار در این دنیای وانفسا که میبارد به سر آوار به حال خود مرا نگذار رهایم کن از این تکرار ابی
از یاد رفته...
سبب منــــم که میشــــــــــــــــــــکنم اما حرفـــــــی نمیزنم اگه هیچ کـــــــــــــــــــس بــرام نموند واسه اینه که سبب منم کاش بدونی مــــــــــــــــــاتم دنیام بی تو فقط گریه می خوام کـــــــــــــــــی میــدونه این حسرتها چه کرده با روزو شبام توی زندگیـــــــــــــــــــــــــــــم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی یه پاییـــــــــــــــــــــــــــــزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی از این گـــــــــــــــــــــــــــریه چی میدونی نه دردمی نه درمونی به چه امیـد می خواهـــــــــــــــــــی باشی که پیش دردام بمونی تو زندگیـــــــــــــــــــــــــــــــم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی یه پاییزم تو بهــــــــــــــــــــــــــــاری من یه مرداب تو دریایی
از یاد رفته...
قابل توجه ! بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها نتیجه رودربایستی ای هستند که «دوستت دارم» ها ایجاد می کنند ، جدی نگیرید !
از یاد رفته...
سرانجام آن کـــس به خاک میافتد که زودتر میگوید دوستت دارم … @او
از یاد رفته...
بازم مرام تیر اهن ی مدت ازش خبری نگیری خودش زنگ میزنه!!!
از یاد رفته...
یکدیـــــــگر را گـــــــــم کرده ایم تا یــــــــــکی دیگر را پیدا کنیم به همین سادگی... !
از یاد رفته...
شکسپیر گفت من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم، انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز ..
از یاد رفته...
زمین از تو بعید است لرزش کنی بر مردمانی که از درون ، مدت هاست شکسته اند ...
ßάßάk яєzάiє
وقتی که نیستی ، پرنده ی خیالم به سرش میزند که خود را حلق آویز کند از دار دلتنگی ات ! به دادش نمیرسی ؟
ßάßάk яєzάiє
صفای عالم مستی غمم را برده از یادم / بیادم باش و یادم کن با یاد تو من شادم .