دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس / سند عشق به امضا شدنش می ارزد / گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم / کوشش رود به دریا شدنش می ارزد .
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه Im in love :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 320می باشد را وارد کنید. بصورت [320]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید.

جزئیات گروه

شناسه 320
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 14172 پست
عضو 1259 کاربر
طرفدار 63 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 2
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 27
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 11

کاربران گروه

(1253 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Im in love
شناسه‌: 320 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

دوست دارم تمام زندگی‌ام را جمع کنم و بروم تا دور . بروم تا در ماندن غرق نشوم . دلم تنها ، رفتن می‌خواهد . رفتن و نرسیدن . بیزارم از ماندن . از این که یک جا بنشینم و منتظر . منتظرِ اتفاق ، تا بیافتد . دوست دارم سکوت کنم . سکوت کنم تا صدایم در هیاهوی کلمات گم نشود . تا نگفتنی‌هایم فدای رازهای برملا نشود . دوست دارم "تو" را فریاد بزنم . تا در گلویم بغض نشوی و در دلم حسرت

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

یه زد و خورد ساده بود! تو جا زدی،من جا خوردم!

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است! داشتن بعضی ها تنها ترت می کند!!!!

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

در روزگاری که “سلام” و “خداحافظ” فرقی‌ با هم ندارند نه ماندن کسی‌ حادثه ست نه رفتنِ کسی‌ فاجعه !

از یاد رفته...
534540_368226253263781_2142115559_n-403x251.jpg از یاد رفته...
در Im in love

پدر سیلی محکمی به صورت پسر زد و گفت:- پدر سگ،مگه این شام چه عیبیداره که لب نمیزنی؟نمک به حروم. پسر در حالی که به نون و پنیر و مقداری سبزی چشم دوخته بوداز پای سفره به گوشه ای خزید و سر به بالین نهاد. صبح فردا وقتی غذای پسر در بقچه پدر جای می گرفت پسرک دانست امروز بابا صبحانه دارد، چشمانش از شادی تر شد!

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

فریاد برآوردم.. چه کسی همدم من می شود تا تنهائیم را با او قسمت کنم؟؟ فقط سکوت بود و سکوت.... و از آن زمان تنهائیم را با سکوت قسمت میکنم! امشب وجود خسته و پاییزی دلم احساس می شود...دلم غمگین است...و جای خالی لحظه ها جان میسپارند و می میرند.... لحظه هایم پر شده از احساس مرگـــــ و تنهایی و سکوت...........

از یاد رفته...
24b51v9x9c76oqjjqf8p.jpg از یاد رفته...
در Im in love

نه جادوگری... نه تردستی.. تو حتی پیغمبر هم نیستی.. اما نمیدانم چگونه با چشمانت معجزه میکنی....

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

یــــــــــــــــادمـــــــــــــــان باشد ....

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

اینایی که بچه پایین شهرن...دست و بالشون پر از خط و خاله...قیافشون ادمو زهر ترک میکنه...رفیقاشون حاضرن بدون نگرانی ناموسشونو بسپرن بهشون دو سال بعد بیان تحویل بگیرن...اهله دلن و شخصیته اسپرت و خوابیده ای دارن....پول مول زیاد ندارن...ولی مرامشون دیوونه میکنه ادمو...خرابشونم به مولا علی..../.

❤داداشـــــ دنـــبـالـر❤
❤داداشـــــ دنـــبـالـر❤
در Im in love

سرفه هايم صداي خرده شيشه ميدهد ..................فكر كنم دلم شكسته!!!!!!!!!!!!!!!!

OMID
OMID
در Im in love

زندگي حكمت اوست... زندگي دفتري از خاطره هاست... چند برگي را تو ورق خواهي زد... ما بقي را قسمت ...

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

دوستان منو که نگرفتین دارم میرم تا اومدنی دیگه بابای

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

میگن هر چی از دوست رسد نیکوست! پس چرا هر چی از تو میرسه خاطره ... نگاه ... لبخند ... یاد ... ویران کننده است ! منو داغون میکنه ....!؟

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

میگن هر چی از دوست رسد نیکوست! پس چرا هر چی از تو میرسه خاطره ... نگاه ... لبخند ... یاد ... ویران کننده است ! منو داغون میکنه ....!؟

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟ خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!