از یاد رفته...
دلم می گیرد تنگ می شود نفس ابر های اشک پس پلک ها می بارند و من سد چشم هایم زور می زند ، توی این سیلاب از هم نپاشد
از یاد رفته...
زبانت کوک نمی شود ! به آنچه گوش من ، محتاج شنیدنــش است . . . !
از یاد رفته...
دل من دل بیچاره من عروسکی می خواهد که بغل بزند و محرم شود تمام غمینه های روزگار پاییزی اش را ...
از یاد رفته...
می آیی دست می گشایی دل بغل می زنی نوش دارو می شوی حیف بعد مرگ دلم می رسی ...
از یاد رفته...
در آغوشمـــ کهــ میگیــــــریـ مزهـ مزهـــ میکنمـــ نآمتـــ را و دستـ ـهایمـــ بیـ ـقرار تـ ـر از همیشهــــ تـــ ـو را طلبـــ میکننــــ ـد... و چشمانمـــ راز ملتهبـــ نگاهمــــ را لـــ ـو میدهنـــ ـد تــ ـو رنگـــ عوضــــ میکنیــــ و سرخــــ میشویــــ مثلـــ یکـــ سیبـــ تازهـــ ! و انعکاســـ صدایتـــ در فضایــــ اتاقــــ میپیچـــ ـد کهـــ میگوییــــ ... منـــ مـآلـــ توامـــ عزیزمـــ
از یاد رفته...
صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو .
از یاد رفته...
"مــــن" بـــه " تــــو" بستـــگــــی دارم ... حــــال مــــن را از خـــــودت بپـــــرس !
از یاد رفته...
وقـتـی پشـتـت حـــرفــــــ زیـاده کـه یا آرزوشـــونـه جـــات بـاشــنُ نـمـی تـونـن یـــا اینکه مـی خـوان بـاهــات بـاشــنُ در حـــــــدِت نیـســتن ... خیالـــت راحــــت !
از یاد رفته...
پیاده قدم می زند دلم چهره ها را گه گاه برق نگاهی خالی می کند مرا از نفس و من هنوز گاهی دلم تو را ویار می کند...
از یاد رفته...
از اینجا تا تو هزاران هزار فاصله است دست هایت را دست می گیرم ولی دلت دور دور از من برای نفس های کسی تند تند می تپد!
از یاد رفته...
و اشک... و خاطراتی مبهم از گذشته و احساسی که ماند در کوچه های خیس سادگی ام فرصت با تو بودن توهمی شیرین بود خواب کودکانه ی من و تو ماندی در خاطرم بی آنکه تو را ..!!! چه قدر سخت است که با آشنا ترینت بیگانه باشی... بعد از این همه عبورِ کبود، قول میدهم دیگر قدر خلوتهایم را بدانم...
از یاد رفته...
گوشه ی اتاقم غرق عطر مرگ گل هایی ست که دانه دانه زندگی شان را کش رفتم تا فال بگیرم آمدنت را ...
از یاد رفته...
دنیای آدم برفی دنیای ساده ایست اگر برف بیاید هست اگر برف نیاید نیست مثل دنیای من اگر تو باشی هستم اگر نباشی .....!