از یاد رفته...
من عاشقت شده ام! چیز باارزشی جز قلب کوچکم ندارم تقدیمت کنم تو این قلب کوچیک یه نفر جامیشه،اونم جایی برای تو آبا معشوقم میشوی در این دنیای بیکسی؟خیلی محتاجتم
از یاد رفته...
بعضي اشکها هستند، بيدليل، بيبهانه، يکدفعهاي، نصف شبي ... عجيب، آدم را آرام ميکنند ... مي گويند اين اشک هاي بي بهانه سندشان به نام خـــــداست...
از یاد رفته...
کسی در باد میخواند،تو را در اوج میخواهم ... برای ناز چشمانت،چه بی صبرانه می مانم... دلم تنگ است و بی یادت ، در این غربت نمیمانم... تو هستی در وجود من ،تو را هرگز نمیرانم ...
از یاد رفته...
تك لحظه هاي من همپاي خاطرات توست،خونه قلبم كوچيكه،اماهمش به يادتوست.
از یاد رفته...
هرچه می دوم،باگمان ردگام های توگم نمیشوم راستی درمیان این همه اگر،تو چقدر بایدی ...
از یاد رفته...
همیشه درد از دیگران است گاهی از نبودنشان،گاه از بودنشان....
از یاد رفته...
فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست؟؟ ما که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ توییم!!
از یاد رفته...
ميترسم...
كسي بوي تنت را بگيرد..
نغمه دلت را بشنود..
و تو خو بگيري به ماندنش!!!
چه احساس خط خطي و جهنمي يست!
اين عاشقانه هاي حسود من....
از یاد رفته...
معشوقي را كه چشم مي پسندد، محبوب دل نخواهد شد.. اما.. آنرا كه دل مي پسندد، بي گمان نور چشم خواهد شد. . . .
از یاد رفته...
وقتـي مردي شـما را بخـواهد، هيـچ چيز نمــيتواند جلـوي او را بگيـرد... تنها چـــيزي که جلوي او را ميـــگيرد يـــــک زن جديــد است!!!
از یاد رفته...
سلامتي دختري که دورش پر پسر اسمي و پولداره ولي دلش گير يه نفره.... سلامتي دختري که خيلي کسا مي خوان باهاش باشن اما اون يه نفر رو مي خواد.... سلامتي دختري که فقط واسه 1ساعت ديدنت... 5ساعت توي راهه.... ولي هيچ انتظاري ازت نداره... سلامتي دختري که تمام زندگيشي ....>> همچنین پسری که جای این دختره
از یاد رفته...
داداشــــایٍ گلــــمممم حــــرصٍ از دست دادنٍ عشقتــــون رو ســــرٍ دختــــــرایٍ دیگــــه خالـــــی نکنیـــد! با خـــــواهــــرجونـــایٍ خودمم هستـــــم! »»اونم یکی میشــه مثٍ خــــودتون...«« سختــــه... دل میبنــده نمیتـــــونه فرامــــوش کنه...
از یاد رفته...
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به نفسهای تو در سایه ی سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه ی شیرین سکوت . . .
از یاد رفته...
چترت را در کنار ایستگاهی در مه فراموش کن... خیس و خسته بیا... نمی خواهد شاعر باشی،باران باش... همین برای هفت پشت روییدن گل کا[!]ت...