از یاد رفته...
همه چیز با تو شروع شد امـــا هیچ چیز با تموم نمیشه حتی همین دلتنگی های من ........
از یاد رفته...
لطفا هی نپرسید دلتنگی چه معنایی دارد دلتنگی معنی ندارد ................ "درد" دارد
از یاد رفته...
میگوینــد: بــاران کــه میزنــد , بــوی ” خــاک “بلنــد می شــود… امــا ,اینجــا بــاران کــه میزنــد ; بــوی ” خاطــره ” بلنــد میشــود …!
از یاد رفته...
چه اشتباه بزرگیست !! تلخ کردن زندگی خود برای کسی که در دوری ما شیرین ترین لحظاتش را سپری می کند
از یاد رفته...
نشسته ام… _ کجا؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی…. عمق نامردی ات را اندازه می گیرم
از یاد رفته...
به جهنـم که نیــــستی ..؛ مگـر مغـول ها یک قـرن تمـام حمله نکردنـد ..؟ مگر نگـذشت ..؟ نبـودن تـو هـم مـی گـذرد ..!.
از یاد رفته...
دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم منو به جایی رسوند که حالا ، تو چشمای یکی دیگه زل بزنمو بگم: عاشقمی؟!! خب به درک…!!
از یاد رفته...
خدایا گله نمیکنم… ولی کاسه ام را اینقدر خالی دیده ای که هر چه خواسته ام را در کاسه ام میگذاری!
از یاد رفته...
غم انگیز است اگر تو را نخواهد ! مسخره است اگر نفهمی !! احمقانه است اگر اصرار کنی…! من این کارو کردم ضربه اش هم خوردم
از یاد رفته...
قول داد تا آخر دنیا بماند، سر قولش هم ماند، همان روزی که رفت برای من آخر دنیا بود
از یاد رفته...
مگر خودت نگفتی خداحافظ؟ پس چرا وقتی گفتم"به سلامت" نگاهت تلخ شد؟ برو به سلامت دیگر هم سراغم را نگیر! خسته تر از آنم که بر سر راهت بنشینم و دلیل رفتنت را جویاشوم
از یاد رفته...
ﻣــــﻦ … ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫـــــﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺛﺎﻧﯿــــﻪ ﺛﺎﻧﯿـــــﻪ ﻓﺮﺍﻣــــﻮﺵ ﺷﺪﻧﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷــــﻨﻮﻡ….
از یاد رفته...
♥يـه چيـزي که هيـچ وقـت فکـرشُ نمـيکـردم ♥کـه به ايـن زودي بهـش بـرسـم ♥اين بود که تـو اين سـن بشينـمُ گـاهـي ناخودآگـاه ♥نفسهـاي عميـق از تـه دل بکشـم... ♥واسـه کشيـدنـشون حـالا زود بود ...!!!! ♥خـــــيــــلي زود!!! مـی نـِویـســَم کـِه تــُو بـِخـوآنــى امــآ حـِیـفـــ ... ! دیـگــَرآن عــآشـِقــآنـِه هــآىِ مــَرآ مـی خـوآنــَنـد وَ یــآد عــِشــق خــُودِشــآن مـی اُفـتــَند... ! و َتــُو… حــَتى نــِگــآه هــَم نـِمی کــُنى
از یاد رفته...
لعنت به ائنی که راه به راه بهش اس ام اس های عاشقانه دادم واون این اس ام اس ها را به یکی دیگه میفرستاد لعنت به اونی که واسه رفتنش گریه کردم.رفت واسه دوستاش تعریف کرد و خندیدند... لعنت به اونی که همه حرفامو با بغض براش نوشتمو با خنده خوند...
از یاد رفته...
فقط دلم به دستنات شکسته بود اما وقتی دیدم جایم را با دیگری در کنارت پر کرده ای اینبار تمام وجودم در هم شکست وقتی حس کردم حتی اسمم را هم کم کم از یاد میبری روحم در هم فشرده شد خسته ام و پر از یک بغض کهنه و قدیمی حالا این بغض لعنتی مرا عجیب از دنیا و ادم هایش دل زده کرده.... چقدر بی رحم شده دستانت ..... چقدر سرد شده نگاهت.... چقدر با هم غریبه شده ایم... چقدر درد ناک است اشنا ترینم این گونه با من غریبه باشد.....