از یاد رفته...
میگویند سختی هانمک زندگیست!... اما چراکسی نمیفهمد........... نمک برای من که خاطراتم زخمیست شورنیست......! مزه ی دردمیدهد.!
از یاد رفته...
مثل خودت مثل چشات قلبمو سنگی میکنم از تب سرد خنده هات باید که از شهر دلت برم........
از یاد رفته...
حس ما را کسی نمیفهمد.هر دوی ما به اشتباه افتادیم یا تقدیرمان اشتباه میکرده...........یا که در این اشتباه افتادیم عشق یعنی تو مال او باشی..و من اینجا به اسم پوچ کسی! خاطراتی همیشه دور از هم..عشق یعنی که تو به من نرسی! لذت انگیز نیست باور کن..دارم از زندگیم میپاشم چشم هایم همیشه میپرسند:تا چه روزی بدون تو باشم؟ بی تو هرگز نمیشود تکرار لذت بوسه های پنهانی در همان لحظه ها که میگفتی پای حرفت همیشه میمانی من تو را قدر عشق میخواهم..باورش هم برای من سخت است نه!تصور نمیکنم هرگز چشم هایی به جای من!........سخت است قول دادی مراقبم باشی در همان روزهای بارانی گفته بودی از اشتباه میترسی روی قولت نمیشود باشی منکه لبخند میزنم به تو....اشک هایی شبیه نقاشی رنگ میبازم و نمیفهمی دارم از التهاب میمیرم توی بغضی غریب واماندم..آه یادم نبود میترسی! مردمانی که توی این شهرند داستان مرا نمیفهمند تو هل ام داده ای به سمت خودم.من برایت از عشق میگفتم گرچه از زندگی ام میپاشم...........باشد از چشم همه می افتم باشد اما........... یاد من را همیشه پنهان کن
از یاد رفته...
هرشب که آغوشم مکدرشد.ازدردهای مزمن بیکار له میشدم امانمیدیدی دردمرابرشانه ی دیوار حک میکنی ذهن مرادرخود.تابازهم بامن بیامیزی حسی شبیه من نداری.نه!درعشق رعشه میزنی هربار زل میزنم........زل میزنی برمن.............توی اتاقی که شبش خواب است. باسایه ام تاصبح میخوابم.باسایه ای شکل توبلاجبار برگردنم هی بوسه خواهی زد.سرمیروم اززندگی هرشب حس علاقه عادت من بود...........این بوسه رادرخاطرت بسپار تردیددارم دوستت دارم.بالابیاورعشق راتف کن........!! فردای پاکم رانمیخواهم..من خسته ام ازروزه ی شک دار ازشعرهایم سخت بیزاری.!ازحرف هایت سخت دلگیرم... این اعتمادلعنتی مرده است.بایک نگاه مرده ی بیمار
از یاد رفته...
توبه تماشای نابودی من نشسته ای و... کم مانده تخمه هم بشکنی! تونه دل میسوزانی نه دل میپوشی توتنهاگناهت ندیدن دردیست که پشت رضایتمندی من ازتو ریشه میکند!
از یاد رفته...
ساده مینویسم ساده میگویم تمام ناگفته هایم را و تو چه سخت میخوانی من از دل مینویسم و تو با نگاه خاصت به نوشتار من میخوانی واژه هایم را زیر و رو میکنی نقد میکنی در آخر دلم را تکذیب میکنی تو زبان حرفهایم را نمیفهمی نمیدانم شاید هم خودت را به بیراهه ها ی بی تفاوتی میزنی شاید دلت بی حوصله و خسته است و نمیخواهد احساسات صادقانه ام را در آغوش مهربانی اش بگیرد اما تلخ و سرد نشو هر چه هستی و میمانی مرا ناامید مکن
از یاد رفته...
رام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس میکشم
از یاد رفته...
امشب که سقف بی ستاره اتاقم برسرم سنگینی میکند مانده ام ازچه بنویسم ازآنهایی که دیروزباما بوده اندوامروزرفته اند یاازتو........... توکه این روزهاشده ای همه فکروخیالم توکه بهانه دل مشغولی هایم هستی ازتومینویسم توکه زبان نگاهم رانمیفهمی شایددرکلمات معنی نگاهم رابفهمی... ازتومینویسم..........وبرای تو..... دلم رادرکلمات برای تو به نثر آورده ام کلمه کلمه حرفهای نگفته دلم رابخوان دلم شکیباست تاتوبیایی وبگویی دیگرننویس من آنقدرتوراشناخته ام وبه تونزدیکم که کا[!]ت نگاهم کنی من درچشمانت میخوانم ناگفته های دلت را..
از یاد رفته...
به تو گفته بودم که … با دلم بازی نکن؛ ببین… خرابش کردی… دیگر عاشق نمی شود…
از یاد رفته...
دلم اس ام اس از نوع نصفه شبی می خواد همونا که یهو از خواب بیدارت کنه تا مطمئن شی یکی تو بی خوابیش به یادته دلم از اون وقتایی میخواد که همه رو میپیچونه به خاطر تو از اون وقتایی که پشت خطیشو قطع میکنه . . .
از یاد رفته...
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن! به رفتن که فکر می کنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی… میخواهی بمانی، رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی! این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـــــــــــــــم است
از یاد رفته...
هنوز گــــــــاهی .........! مـــــرا به جان تو قسم می دهند ......! ببین تنها من نیستم که رفتنت را باور نمی کنم ....!
خواهش میکنم
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 59 دقيقه قبلآنچه عیان است چه حاجت به بیان است .......
آره 6/28 کلاسامون تموم شد 7/28 امتحانام شروع میشه
منم از الان میخونم عادت ندارم بزارم شب امتحان...
باریکلا


12 سال و 11 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 55 دقيقه قبلاون وقت ترم جدید کی شروع میشه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
از من میشنوی درس بخون که چیزی یاد گرفته باشی نه اینکه برای نمره و قبولی درس خونده باشی
نمره رو برای خودت بی اهمیت کن...
با اجازه بازم دارم میرم زنگ تفریح طولانی شد !!!1
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 54 دقيقه قبلبرو به سلامت
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 50 دقيقه قبلامیدوارم موفق و دلشاد باشی
همچنین

12 سال و 11 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 44 دقيقه قبلبای