از یاد رفته...
میدونی خداوند برای چی بین انگشتامون فاصله انداخته؟؟؟؟؟؟؟ واسه ی این که این فاصله ها رو با دستای کسی که دوسش داری پر کنی!!!!
از یاد رفته...
مــن کيـــَم؟ کسـي ميـدونـه؟ مــن همون ديـوونـه ايـَم که هيچ وقـت عـوض نميشـه. همـونـي که همـه باهـاش خوشـحالن امـا کسـي باهـاش نمـي مـونـه. همـوني که هـِق هـِق همـه رو به جـون و دل گــوش ميده امـاخـودش بُغضـاش رو زير بالـش ميـترکـونـه... همـونـي که همه فک ميکنن سخته...سنگه اما با هر تلنگر ميشـکنـه.. همـونـي که مواظـبه کسـي ناراحـت نشـه اما همـه ناراحتـش ميـکنن... همـونـي که تکـيه گاه خوبيه اما و.....
از یاد رفته...
از کنارم رد شد.............. ولی بی محلی اش ازارم نداد ولی اذیت شدم وقتی گفت ندیدمت
از یاد رفته...
چه قدر راحت میگویند قسمت نبود نمیدانند ان قسمتی که از ان سخن میگویند دنیای کسی بود که هر ذره اش را با اشکی ساخت
از یاد رفته...
دلبستگی مثل برگ به درخته وقتی از درخت کنده میشه بازم به پاش میوفته!!!!!!
از یاد رفته...
تصویری متفاوت و جالب.../.
از یاد رفته...
شکسته ام میفهمی ؟؟؟؟؟؟؟؟ به انتها ی بودنم رسیده ام ....!! اما اشک نمیریزم ......... پنهان شده ام پشت لبخندی که درد دارد..!!!!
از یاد رفته...
پایانی برای قصه ها نیست!! نه بره ها گرگ میشوند ! نه گرگ ها سیر !!! خسته ام از جنس قلابی ادم ......... حالم خوب است !!!!! اما گذشته ام درد میکند
از یاد رفته...
گفتی دوستت دارم ! منم رفتم به خیابون اخه توی اتاقم فضایی برای پرواز نبود
از یاد رفته...
مثل باران های بی اجازه وقت وبی وقت درهوایم پراکنده ای ومن بی هوا ناگهان خیسم از تو ..../.
از یاد رفته...
خستــه ام… از صبوری خستـــه ام… از فریـــادهایی که در گلویـــم خفـه ماند… از اشــک هایی که قـاه قـاه خنـــده شد… و از حـــرف هایی که زنده به گـــور گشت در گــورستان دلم آســان نیست در پس خـــنده های مصــنوعی گریــه های دلت را ، در بی پنـــاهیت در پشت هـــزاران دروغ پنهـــان کنی… این روزهــا معنی را از زندگـــی حذف کــرده ام… برایــم فرق نمـــی کند روزهایـــم را چگونــه قربانـی کنم !