از یاد رفته...
دکتر راست می گفت ؛ که “روی” ، برای ِ سلامتی ِ مو مفید است .. از من که روی برگرداند ، موهایم ، همه سفید شدند !!!
از یاد رفته...
غمگینی آدم هایی که دوستشان دارم غمگینم می کند گاهی دلم می خواهد با انگشتم گوشه لب شان را بالا ببرم شاید خنده یادشان بیاید اینکه کاری از دستم بر نمی آید اینکه زورم به دنیا نمی رسد تلخ است
از یاد رفته...
در خواب هم راحتم نمی گذاری ، بی خبر می آیی ، صدایم می کنی … تا چشم باز میکنم ، باز نیستی !
از یاد رفته...
اینجا زمین است !! فاصله ی یک عشق تا عشق دیگر ، یک ” قهر ساده ” است !….
از یاد رفته...
کم سرمایه ای نیست ؛ داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند ! ولی .... از آن بهتر داشتن آدمهاییست ، که وقتی حالت را میپرسند ؛ بتوانی بگویی : خوب نیستم ... !!
از یاد رفته...
شب سردیست ، دلم دیده تر می خواهد دل ِ آشفته من از تو خبر می خواهد
از یاد رفته...
من خسته ترین واژه ی ملموس غروبم,کاش در این فرصت سبز یک نفر درد مرا می فهمید.........
از یاد رفته...
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من ... غصه هایت برای من ... همه بغضها و اشكهایت برای من ... بخند برایم بخند آنقدر بلنــــد تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ... صدای همیشه خوب بودنت را ...دلم برایت تنگ شده...
از یاد رفته...
من تمـــــام شــــــــعرهایم را در وصــــــــف نیامدنت ســـــــــــــروده ام ! و اگر یــــــــــک روز ناگهـــــــــــان ناباورنه ســــــــر برسی ... دســـــــــت خالی ,حیرت زده از شاعر بودن استعفا خواهم داد! نقــــــاش میشوم تا ابدیت نقش پرواز را بر میله های تمام قفس های دنیـــــــا خواهـــــــم کشید.
از یاد رفته...
خوش به حال باد گونه هایت را لمس می کند و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد! کاش مرا باد می آفریدند تو را برگ درختی خلق می کردند؛ عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در هم می پیچند و عاشق تر می شوند...
از یاد رفته...
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﻼﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﺳﻤﺎﻥِ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ “ﻣﺎ” ﺁﺑﯿﺴﺖ . . .
از یاد رفته...
آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم” یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را … بهشان خرده نگیرید ! این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ، مسئولیت دارد ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را میفهمی ، میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی … آزارت نمیدهد ، دلت را نمیشکند … به هر دری میزند که با تو باشد !
از یاد رفته...
نزدیکت می شوم بوی دریا می آید دور که می شوم صدای باران بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟ لنگر بیندازم و عاشقی کنم یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟؟؟
از یاد رفته...
میان هر نفسی که میکشم همهمه ای است از همه پنهان … اما از تو چه پنهان ؟ میان هر نفسی که میکشم تـــو هستی که میکِشم تو را ، که میکُشی مرا …
از یاد رفته...
مرز عشق این روزها شباهت عجیبی به آدامس دارد :اول شیرین، بعد دوست داشتنی سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی!!!