★فــــــــاطـــمـــه★
اگـــــــر آن شب نگاهم نمی کردی، اگر در آن شب تاریک بر این تنهاتر از تنهایی چشمک نمی زدی، اگر در اولین حرفم باورم نمی کردی، اگر نمی ماندی و می رفتی، من دیگر این که هستم نبـــــــــودم...
★فــــــــاطـــمـــه★
ســــــــــــــــــاده می گویـــم : «دوستــــتــــــــ دارمـــــ»
★فــــــــاطـــمـــه★
♥ نــــه! نــــرو!... صبـــر کن قرارمان این نبـــود؛ باید سکه بینـــدازیم... اگــر شیــر آمــد تردید نکــن که دوستــــت دارم... اگر خط آمد مطمئن باش دوستــــــدارت هستم... صبـــر کن سکه بینـــدازیم اگر دوستت نداشتم... آن وقت بــــــرو...
★فــــــــاطـــمـــه★
بـــــــــوسه بر عکســـت زنـــم ترسم که قابش بشکند، قاب عکس تــــــوست اما شیشه ی عمر مـــــــــن است؛ بوسه بـــــر مویت زنـــم ترسم که تـــــارش بشکنـــد، تـــار موی توست امــــــا ریشه ی عمر مــــن است. . .
بانو جاسمین
به تو رسیدم در میان مهتاب ،مهتابی که در دریای دلم نقش بسته بود نگاهم میگذرد در میان امواج نورت ، میرسد به سرزمین چشمانت و به تو میدهد شور عشق را عشقی که در دلم، صدای بی صدای برق چشمانت را میشنود از راهی سبز میگذریم ، پلی نیست در میان راه ، دستهای هم را میگیرم و با بالهای محبت پرواز میکنیم پرواز به اوج همانجایی که باید رفت ، و نشست و از بالا دید دنیا را تا بگویم به تو، آنچه را که میبینی خود تویی! چشمانم مثل ستاره ایست خسته ، دلم انگار عمریست که به پای ساحل سبز دلت به انتظار نشسته میشنوی این صدای درد دلهای ماه و خورشید است ، در کنار هم نیستند اما دل ماه در دل خورشید شب راه دارد! دیگر به سکوت آن روز تاریک نمی اندیشم ، بیشتر چشم به آن رودی که در کوه دلت سرازیر است دوخته ام و میبینم چه زیباست عمق وجود تو! میگذریم و میگذریم تا برسیم از آنچه که گذشته ایم ! میرسیم و میدویم به سوی آنچه باید برسیم مینشینیم در زیر تک درختی و همانجا که نشسته ایم همدیگر را در میان هم میفشاریم ! آنقدر همدیگر را میفشاریم تا هیچ چیز از من و تو به جا نماند، جز عشق ! عشقی که اینک به رنگ مهتاب است آری عشقمان پایانی ندارد
آواتار جدید مبارکه ...
14 سال و 11 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 50 دقيقه قبلمیسی بابابزرگی جون
14 سال و 11 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 44 دقيقه قبل