ßάßάk яєzάiє
زندگی چون گل سرخ است... پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم... عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار هم اند...
ßάßάk яєzάiє
آنگاه که ضربه های تیشه ی زندگی را بر ریشه ی آرزوهات حس می کنی بخاطر بیاور زیبایی های شهاب ها از شکستن دل ستارگان است.
ßάßάk яєzάiє
یه ستاره ۵تا انتها داره. یه مربع ۴تا انتها داره. یه مثلث ۳تا. یه خط ۲تا. دلم میخواد دوستی من و تو مثل دایره باشه که هیچ انتهایی نداشته باشه!
ßάßάk яєzάiє
نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟ شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟
ßάßάk яєzάiє
زندگی عمریست که اجل در پی آن می تازد هرکس غم بیهوده خورد می بازد دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم در وسعت چشمان تو محدود شدم آن روز که در آتش عشق افتادم سرسبزتر از آتش نمرود شدم
ßάßάk яєzάiє
مهر دل ما مدام تقدیم شما عمری که شود به کام تقدیم شما پیدا نشد آن هدیه که در شان شماست یک باغ گل سلام تقدیم شما
ßάßάk яєzάiє
من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم که برای تو و تصویر دلت میمیرم... دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم نه آنکه بمونم و فراموشت کنم... آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم میکشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم یا لباس عاشقی را از تنم بیرون کنید یا که من خاکستر کوی رفیقان می شوم
ßάßάk яєzάiє
راز عشق را در نگاهت باز کن عشق من را در دلت آغاز کن گر هوس کردی مرا در نزد خود تلفن را بردار از ما یاد کن
ßάßάk яєzάiє
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت. تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی...
ßάßάk яєzάiє
صفای ما پابرهنه ها میدونی چیه؟ اینه که هیچ ریگی به کفشمون نیست !
ßάßάk яєzάiє
کاش هرگز در محبت شک نبود... تک سوار مهربانی تک نبود... کاش بر لوحی که بر جان دل است... واله تلخ خیانت هک نبود...
ßάßάk яєzάiє
کاش هرگز در محبت شک نبود... تک سوار مهربانی تک نبود... کاش بر لوحی که بر جان دل است... واله تلخ خیانت هک نبود...
ßάßάk яєzάiє
بهترین ترانه رو من از چشمای تو می سازم... تو قمار زندگیمون تو نباشی من میبازم... با تو من مالک دنیام... بی خیال غربت غم بی خیال نور فردام...
ßάßάk яєzάiє
هيچ وقت مغرور نشو، برگها وقتي مي ريزند كه فكر ميكنند طلا شدند
ßάßάk яєzάiє
قلب ها دريچه ي نفوذند و صادقانه نفوذ كردن پايدارترين مهماني است ...