دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
جزئیات گروه| شناسه | 303 |
| وضعیت |
فعال - گروه عادی - دارای مالک |
| دسترسی |
گروه عمومی - ارسال توسط اعضا |
| موضوع | شعر و ادبیات |
| ارسال | 29664 پست |
| عضو | 941 کاربر |
| طرفدار | 84 کاربر |
رتبه گروه| بر مبنای تعداد کاربر | رتبه 7 |
| بر مبنای تعداد هوادار | رتبه 10 |
| بر مبنای تعداد ارسال | رتبه 4 |
نشسته بود پسر روی جعبه اش با واکس
15 سال و 4 ماه و 26 روز و 7 ساعت قبلغریب بود ، کسی را نداشت الا واکس
نشسته بود و سکوت از نگاه او می ریخت
و گاه بغض صدا می شکست « آقا واکس ؟ »
درست اول پاییز هفت سالش بود
که روی جعبه ی مشقش نوشت : بابا...واکس...
غروب بود و مرد از خدا نمی فهمید
و می زد آن پسرک کفش سرد او را واکس
سیاه مشقی از اسم خدا ، خدا بر کفش
نماز محضی از اعجاز فرچه ها با واکس
برای خنده لگد زد به زیر قوطی ، بعد
صدای خنده ی مرد و زنی که « ها ها واکس...!
چقدر روی زمین خنده دار می چرخد »
(چه داستان عجیبی) بله در اینجا واکس
پرید توی خیابان ، پسر به دنبالش
صدای شیهه ی ماشین رسید ، اما واکس
یواش قل زد ورد شد ، کنار جدول ماند
و خون سرخ وسیاهی کشیده شد تا واکس...
غروب بود ودنیا هنوز می چرخید
و کفش های همه خورده بود گویا واکس
و...کارخانه به کارش ادامه می داد و
هنوز طبق زمان ـ هر دقیقه صدها واکس
کسی میان خیابان سه بار «مادر» گفت
و هیچ چیز تکان هم نخورد حتی واکس
صدای باد ، خیابان و جعبه ای پاره
نشسته بود ولی روی جعبه تنها واکس