kamran
سلام به دوستان گلم...بابت تاخیرم عذر خواهی میکنم. 1 سایت به شما معرفی میکنم البته اگر قبلا خودتان نرفته باشید.عالی عالی عالی(http://www.aerospacetalk.ir/vb)
فردایی دیگر
مدیر اصلی گروه جنگ افزار خیلی وقته نیومدن ......باید بیشتر اینجا ارسال داشته باشم کاش مجالی..
فردایی دیگر
صلح پایان جنگ نیست ...صلح, بی جنگی ست .....بی جنگی ...
فردایی دیگر
در همین زمان عقب هواپیمای دوران نیز مورد اصابت چندین گلوله ضدهوایی قرار می گیرد؛ به طوری که قسمت عقب جنگنده از بین می رود. در این لحظه هواپیما در آتش می سوخت عباس از خلبان عقب (سرتیپ آزاده منصور کاظمیان) می خواهد که هواپیما را ترک کند و به دلیل این که جوابی نمی شنود، دکمه خروج اضطراری کابین عقب را می زند و کاظمیان به بیرون پرتاب می شود و به اسارت در می آید. عباس در این لحظه طبق گفته های قبلی خود تصمیمی مبنی بر ترک هواپیما ندارد. وى بارها مىگفت اگر هواپیما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مىآیم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد. شعله های آتش هرلحظه شدیدتر می شد ولی عباس می خواست پروازی دیگر را شروع کند. ..ادامه در دیدگاه
فردایی دیگر
بسياري از دوستانش از زبان او شنيده بودند كه اگر روزي هواپيماي من مورد هدف قرار گيرد، هرگز آن را ترك نميكنم و با آن به قلب دشمن حملهور ميشوم....ان عباس که در دوران ما به علقمه زد.....(شعلههاي آتش شديدتر و ارتفاع هواپيما نيز هر لحظه كمتر ميشد تا اينكه هتل محل برگزاري اجلاس غيرمتعهدها پيش روي خلبان شجاع نيروي هوايي ارتش قرار گرفت ...)
فردایی دیگر
عباس دوران در طول 22 ماه حضور در جنگ 120 پرواز عملیاتی داشتند. آنهایی که اهل پرواز هستند می دانند که غیرممکن است. شاید هیچ خلبانی پیدا نشود که توانسته باشد از عهده این کار برآید و این در آن زمان یک رکورد در نیروی هوایی محسوب می شد....
فردایی دیگر
...عباس دوران مرد اسمان ها_____عملیات در تاریخ 1359.9.7 شروع می شود. در همان ساعات ابتدایی نبردف در یک عملیات متحورانه عباس دو ناوچه نیروى دریایى عراق را در حوالى اسکله «الامیه» و «البکر» سرنگون کرد. تا پایان عملیات، دوران و همرزمانش مرتبا هواپیما عوض می کردند. بطوریکه بعد از فرود، دوران از هواپیما پیاده می شد و به هواپیمای دیگری که مسلح بود سوار می شد و به نبرد ادامه می داد. عباس بینهایت شجاع بود. آن روزها سختترین مأموریتها را قبول میکرد. در این عملیات به او که درحال پرواز بود اطلاع دادند باید عملیات نیمه تمام رها شود، که عباس .قبول نکرد و با رشادت تمام این دو اسکله را نابود ساخت. چنان چه مىگفتند و به اثبات هم رسیدف نیروى دریایى عراق را سرهنگ خلبان عباس دوران و سرهنگ خلبان خلعتبرى به نابودى کشاندند.
reza
به نظر من امریکا اونقدر ها هم قوی نیست واین مباحث شاید 12%واقعیت داشته باشه ولی بیشترش جنگ روانیه اونها اینقدر ها هم قوی نیستن اگ استراتژی ساخت اسلحه مهمات اونها رو بررسی کنیم متوجه زعف هاشون میشیم و این در جنگ 33و 22روزه لبنان و حماس بر همگان اثبات شد
فردایی دیگر
صدایی که برای اغلب خلبانان مخصوصآ بچه های اف - ۵ و سی - ۱۳۰ آشنا بود .. صدایی که در ان علاوه بر رگه های آرامبخش .. نشانه هایی هم از قدرت و اقتدار داشت ...(من هواتون رو دارم .. نگران نباشید به پروازتون ادامه دهید .. )
فردایی دیگر
با منور شدن بعضی ابر های اطرافتان ، متوجه رگبار گلوله های اتشین هر یک به اندازه پارچ های آبخوری در زیر بال هایتان می شوید ... !! عرق سردی تمام وجودتان رو گرفته .. زیر لب انواع و اقسام دعا هایی که بلدید رو آهسته قرائت می کنید .. تلاش می کنید همکار کنار دستی ات متوجه افکار پریشان شما نشود .. نمی دانید چه پیش خواهد آمد .. !!؟ هر ان منتظر مواجه با آتش شکاری های دشمن هستید .. در اخبار خودمون هم شنیدید که صدام دیوانه دیوانه چندین فروند هواپیمای سوپر اتاندارد خریداری کرده است .. غرق در افکار وحشتناک خود هستید که صدایی که در ان رگه هایی از آرامش دارد ، روی فرکانس شما اومده و اعلام می کند " من هواتون رو دارم .. نگران نباشید به پروازتون ادامه دهید .. " واقعآ چه حسی پیدا می کنید .. !!؟؟ مخصوصآ که بدونید این صدای عقاب آسمان ها ، هاشم آل آقاست که در باره شجاعت او روایات زیادی شنیده اید ..
فردایی دیگر
نیروی هوایی آمریکا نمی خواست خلبان ماهری مثل غفور را از دست بدهد به همین دلیل دست به کار شد و طی مکاتباتی با نیروی هوایی ایران موافقت آنها را برای جذب و بکارگیری غفور جدی در نیروی هوایی آمریکا را جلب نمود فقط مانده موافقت خانواده غفور! در همین راستا نماینده نیروی هوایی آمریکا طی تماسی با خانواده غفور از پدر بزرگوار وی - که اکنون به رحمت خدا رفته است – سوال کرد که وی در پاسخ آمریکایی ها می گوید : " من فرزندم را برای میهنم پرورش داده ام "
فردایی دیگر
در اردبيل در محله خير اباد :انتطار پدر و مادر به سر آمد و در سال 1324 فرزند سوم خانواده به دنیا آمد. نام او را غفور نهادند پسری که سال ها پای در رکاب نبرد نهاد و جانانه بر دشمن بعثی تاخت . دوران کودکی و تحصیل غفور در اردبیل به پایان رسید و او تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به تهران سفر کند.
فردایی دیگر
جنگ و سياست دو پديده كاملا مستقل و متجزي امروزي ..جنگ فرماندهي سركش از مافوق خود, سياست .