Kelash
سیستم رادار در کلاه خود جنگی
فردایی دیگر
در دوران پس از انقلاب تا جنگ تحميلي، اتفاق «كودتاي نوژه» را در همدان داشتيم. در مدت كوتاهي پس از اين قضيه تيمي به نام «تيم پاكسازي» وارد پايگاه سوم شد. نتيجه جلسات اين تيم بيرون آمدن يك ليست 10 نفره بود. از اين ليست 10 نفره 9 نفر ميبايست بازخريد شده و 1 نفر اخراج! آن نفر اخراجي من بودم. به اين ترتيب از نيروي هوايي بدون هيچ حق و حقوقي اخراج شدم. در آن برهه من حتي به «ستادكل» نيز مراجعه كردم تا از علت اخراجم جويا شوم اما فقط جواب سربالا شنيدم! تحمل شرايط و ديدن اين برخوردها برايم بسيار سخت شده بود، در نتيجه با اتمام تسويه حساب گذرنامهام را گرفتم تا از كشور خارج شوم. درحال اتمام روال اداري و تكميل مدارك براي خارج شدن از كشور بودم كه روز 31 شهريور يكي از آشنايان دور خانوادگي كه در برج مراقبت فرودگاه مهرآباد كار ميكرد، با توجه به اينكه ميدانست من خلبان نيروي هوايي هستم با من تماس گرفت و گفت: «تعدادي هواپيماي سياهرنگ به فرودگاه حمله كرده و اينجا را بمباران كردهاند. قضيه از چه قراره؟!» با رسيدن اين خبر از طريق اين فرد براي من مسجل شد كه ما مورد تجاوز عراق قرار گرفتهايم .
فردایی دیگر
در بعد از ظهر 31 شهريور ماه 1359 در آخرين روز تابستان ، جهان فهميد كه ايرانيان غير قابل پيش بيني ترين ملت دنيا هستند. به اين خاطر كه تعداد زيادي از خلباناني كه به هر دليلي كشور را ترك كرده بودند و یا آنها كه در داخل بوده و از کار اخراج شده بودند ، با هر وسيله اي خود را به پايگاه هاي هوايي متبوعشان معرفي كردند و گفتند:«ما از شما هيچ نمي خواهيم! فقط بگذاريد ما هم بجنگيم!». كم نبودند دلاوراني كه با عشق و شور آمدند، حماسه ثبت كردند و جاودانه شدند! «ابوالفضل مهديار»، «غفور جدي»، «چنگيز سپهر
فردایی دیگر
**ناوشكن «ولايت» بعد از جماران مي آيد **معاون فني نيروي دريايي ارتش از ساخت و تجهيز 10 ناوشكن بومي ديگر علاوه بر ناوشكن هاي جماران و ولايت در كشور خبر داد........ادامه در دیدگاه .
Kelash
یورش های تیمور گورکانی به ایران *نتيجه نبرد انقوره (آنكارا) *برد انقوره از جمله نبردهاى ممتاز جهان بوده كه على رغم ارزش نظامى داراى اهميت سياسى نيز بوده است. اول آنكه قدرت عثمانى و فتح قسطنطنيه را ۵۰ سال به عقب مى اندازد و اين امر مهم به عهده سلطان محمد فاتح در ۱۴۵۳ مى افتد. دوم آنكه به اروپا كه در آن زمان كاملاً در برابر عثمانى ها آسيب پذير بود فرصت تنفس مى دهد گفته مى شود ناظران اسپانيايى با حساسيت زياد ارتش تيمور را همراهى مى كردند تا نابودى دشمن اروپا (بايزيد) را به چشم خود ببيند. و يا آنكه هنرى پادشاه انگليس براى تيمور پيام تبريك مى فرستد. تنها عثمانيان يك شانس بزرگ دارند و آن اينكه جانشينان تيمور «بى لياقت» بودند و در نتيجه به سرعت آناتولى از دست آنها مى رود.
Kelash
یورش های تیمور گورکانی به ایران *ورود تيمور به آسياى صغير*تيمور در ادامه فتوحات افسانه اى اش اكنون ناگزير از تصادم با عثمانى ها بود. وى در ۱۴۰۱ سيواس را تسخير كرد و سپس بايزيد را به قتل رساند آنگونه كه در تاريخ مذكور است بين دو سلطان نامه هاى تندى رد و بدل مى شود و تيمور مصمم مى شود كه بايزيد را شكست دهد. در ۱۴۰۲ سپاه ۶۰ هزار نفرى بايزيد به انتظار نيروهاى تيمور مى نشيند اما گويا نفرات تيمور بيشتر بوده اند. نبردى مرگبار بين طرفين در مى گيرد تيمور كه تاكنون اكثراً با نيروها و ارتشهاى سست روبرو شده بود براى اولين بار به زحمت مى افتد پس از آنكه نيروهاى تازه نفس ينى چرى متعلق به ارتش عثمانى وارد عرصه نبرد مى شود قلب لشكر تيمور از جا كنده مى شود اما سلطان بى رحم مغول به ازاى هر واحدى كه بايزيد وارد كارزار مى كند ۲ واحد ذخيره را به ميدان مى آورد و در نهايت على رغم پايدارى سپاه ينى چرى، تلف شدن دو سوم ارتش عثمانى سبب فروپاشى آنها مى شود. تقدير چنين بود كه تيمور در هيچ جبهه اى بازنده نباشد اما اين سلطان بى رحم دستور مى دهد كه بايزيد را در قفس كنند.
Kelash
ورش های تیمور گورکانی به ایران *نبرد انقوره*در تاريخ كمتر پيش مى آيد كه ۲ قدرت نظامى هر دو در اوج، به هم برسند. معمولاً يك قدرت در حال اوج گيرى دولتهاى كهنسال بر سر راه را درهم مى كوبد و به پيش مى رود اما نبرد تيمور و بايزيد اول استثناى تاريخ است دو قدرت بزرگ كه هر دو در حال اوجگيرى بودند به هم مى رسند و لاجرم يكى از آنها بايد با دنياى فاتحان خداحافظى كند. بايزيد كه بود عثمانى ها از نيمه قرن ۱۴ ميلادى در آسياى صغير قدرت گرفته بودند اما از زمان بايزيد اول بود كه آنها ناگهان تبديل به قدرت مطلقه جنوب اروپا شدند. اين مرد قدرتمند عثمانى، در ۱۳۷۱ در نبردى سرنوشت ساز بلغارها را شكست داد و نيروهاى سر سخت صرب را نيز در كوزوو در هم كوبيد. وى سپس در طى چند لشكر كشى موفق ۷ امير نشين آناتولى را شكست داد و بوسنى و والاكى را از آن خود كرد. در اين زمان وى در بين اروپاييها به ايلدرم يا صاعقه معروف شد چرا كه بر دشمن صاعقه وار مى تاخت و سرعت سيرش خيره كننده بود. بايزيد اكنون براى فتح پايتخت افسانه اى بيزانس (قسطنطنيه) مانعى را در پيش روى نداشت.
Kelash
یورش های تیمور گورکانی به ایران *حمله به شمال و مركز ايران*در ۱۳۸۴ پس از فتح مازندران به طرف رى و سلطانيه جلو رفت و در ۱۳۸۶ آذربايجان را اشغال كرده و از ارس گذشت. (۱۳۸۷) پس از آن حملات اصلى خود را معطوف اصفهان و شيراز كرد. اصفهان به دليل مقاومت شديد با فرمان قتل عام روبرو شد و گفته مى شود ۷۰ هزار نفر از دم تيغ گذشتند اما شيراز به دليل باز كردن دروازه شهر سالم ماند. تيمور پس از اين غرب ايران را نيز تسخير كرده و به تكريت لشكر كشيد.حمله تيمور به ايران چند اثر مهم داشت: ۱- اتحاد ايران را صد سال به عقب انداخت و خرابى هاى ناشى از حملات اين مرد نيز آبادانى را دوباره از كشور ما دور كرد. ۲- پيروزى سريع تيمور بر سراسر ايران به او كمك كرد كه خود را سريع به غرب آسيا و شرق اروپا و جنوب روسيه برساند و بر مسائل نظامى و جغرافياى سياسى اين كشور ها تأثير گذارد و هند را نيز به راحتى فتح كند. ۳- اثر مهم تيمور به تاريخ دنيا را مى توان در مجموع تضعيف دولتهاى شرقى دانست در حقيقت تيمور با انهدام دولتهاى ايران، عثمانى، هند، مماليك و خوارزم زمينه را براى قدرت گرفتن قدرتهاى غربى آماده كرد
Kelash
یورش های تیمور گورکانی به ایران
Kelash
حمله چنگيز خان مغول به ایران *جلال الدین 6*از نتایج پیدایش سلطان جلال الدین و پیروزی او در پروان، یاغی شدن مردم خراسان بر مغولان بود. چنانچه چنگیز دوباره سپاه فرستاد تا مردم را قتل عام کنند. در مرو اذان گفتند تا مردم از پناهگاهشان بیرون بیایند و تمام مردمی که پنهان شده بودند را در مدت 41 روز کشتند. یکی از امیر زادگان به مرو آمد و از نقاط مختلف خراسان حدود 10هزار نفر جمع شدند ولی این بار چنگیزیان آنها را شکنجه داده، و تکه تکه کرده در آتش انداختند و مرو را آنچنان ویران کردند که سایه ای برای استراحت حیوان وحشی پیدا نمیشد. در هرات نیز مردم شوریدند ولی چنگیز تولی را فرستاد تا همه را بکشد. شورشهای دیگر خراسان آنچنان سازمان یافته نبود. چنگیز و پسرانش پس از فراغت از خراسان به تبت و چین شمالی رفته تا هم استراحت کرده و هم شورش ها را بخواباندند. در همان زمان به علت بدی آب و هوا چنگیز مریض شد و مدتی بعد در سن 72 سالگی مرد. میگویند جوجی، چنگیز و برادرانش را به علت کشتار مردم و ویرانی شهرها دیوانه میخواند و به همین جهت او را شش ماه قبل از مرگ چنگیز کشتند.
Kelash
حمله چنگيز خان مغول به ایران *جلال الدین 5*چنگیز خود با سپاهی به سوی جلال الدین حرکت کرد. جلال الدین که موفق به برگرداندن افغان ها نشد خود با گروهی از مغولان جنگید و آنها را شکست داد. سپس درصدد ساخت کشتی برای عبور از سند بر آمد تا اینکه چنگیزیان رسیدند و جنگ در گرفت. با اینکه سلطان رشادت به خرج داد و قلب سپاه چنگیز را شکست ولی در نهایت شکست خورد. زنان و مادر سلطان با گریه و زاری از او خواستند تا آنها را بکشد تا به دست چنگیزیان نیفتند و سلطان هم امر داد همه ی آنها را در سند غرق کردند. سلطان با هفتصد نفر از یارانش مدتها جنگید تا اینکه دیگر توانی در خود ندید و با اسبش به سند زد و به سلامت به هند رسید. او این اسب را گرامی داشت و تا فتح تفلیس از سواری معاف کرد.
Kelash
حمله چنگيز خان مغول به ایران *جلال الدین 4*در همین زمان جلال الدین به هرات رسید و امین ملک و افغانها به کمکش آمده و 30هزار سپاه به وی دادند و او مشغول آماده شدن برای جنگ با مغول شد. سلطان جلال الدین آبادی پروان را پایتخت خود قرار داده و گروهی از مغولان را شکست داد. مغول ها نزد چنگیز رفته و ماجرا را بازگفتند. چنگیز سپاهی به آنجا فرستاد ولی سلطان جلال الدین آن سپاه را شکست داد و موج شادی مسلمانان را فرا گرفت و در شهرهای اطراف نیز سر به شورش زدند. سپاهیان سلطان برای اینکه کینه ی خود را از مغول کمتر کنند در گوش اسرا میخ فرو میکردند در همین اوضاع بر سر غنایم بین سپاهیان نزاع در گرفت و افغانها قهر کرده و رفتند. بعدا سپاهیان با هم درگیر شده و سران آنها کشته شدند و بقیه را نیز مغول ها از میان برداشتند.
Kelash
حمله چنگيز خان مغول به ایران *جلال الدین 3*کشته شدگان نیشابور را تا یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار نفر نوشته اند. در همین زمان طوس و مشهد امروزی نیز به دست مغول ها ویران شد. تولی سپس راهی هرات شد و در آنجا به جنگ پرداخت و پس از تسخیر آنجا مهربانی به خرج داده و بر خلاف عادات مغول فقط 12 هزار نفر را کشت و برای بقیه فرمانروا تعیین کرد. سپس چنگیز و پسرانش به غزنه رفتند و چون پسر جغتای که پیش چنگیز عزیز بود کشته شد، چنگیز دستور داد تمام جانداران آنجا حتی جانوران و بچه در شکم مادر را هم کشتند.
Kelash
حمله چنگيز خان مغول به ایران *جلال الدین 2 *تولی ابتدا شهر مروشاهجان پایتخت سلطان سنجر را که از شهرهای آباد ایران بود و دانشمندان زیادی در مدارس و کتابخانه های آن به بحث مشغول بودند گرفت و تمام مردم آن شهر را کشت. مردم نیشابور تا خبر پیدایی سلطان جلال الدین را شنیدند شورش کردند ولی تولی به آنجا حمله برد و تمام مردم شهر را گردن زد. سپس به دستور دختر چنگیز نیشابور را با خاک یکسان کرده و 7 شبانه روز در آن آب بستند و سراسر آن را که هموار شده بود جو کاشتند.
Kelash
حمله چنگيز خان مغول به ایران *جلال الدین 1 * جلال الدین که گریخته بود سپاهی جمع کرد و راه خوارزم را در پیش گرفت و در راه یک گروه کوچک از مغول را نیز شکست داد و به سمت نیشابور رفت. دو برادرش نیز در اُستُو (قوچان) توسط تاتارها کشته شدند. چنگیز به ترمذ آمده و چون مردم از او اطاعت نکردند تمامشان را کشت. سپس به بلخ رفت، مردم بلخ تسلیم شدند ولی چنگیز به آنها اعتماد نکرد و طبق عادت مغول آنها را به بیرون شهر کوچ داده و کشت. سپاه مغول که در زمان تعقیب سلطان محمد به شهرهای خراسان آسیب نرسانده بود این بار با دستور چنگیز خان و به سرداری پسرش تولی تمام شهرهای خراسان را مانند ماوراءالنهر ویران کردند.
#کلاش جان، چون بیشتر تدافعیه تا تحاجمی!
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 57 دقيقه قبل#فردا خانم، مشکل خود جنگ نیست، وگرنه جهاد بعضی مواقع واجب هم میشه، مشکل علّت جنگه، که به قول ناپلئون، اگه غایت همه جنگهای بشر رو ببینین، به اندازه یک غاز نمی ارزه!
امّا باز، متاسفانه آره هست و لعنت به بودنش!
البته اون به قول ناپلئون بود، من روی کلمه "همه" اصراری ندارم!
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 56 دقيقه قبللعنت
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 56 دقيقه قبلمن هم ميگم هست ...يك واقعيت تلخ و نابايد كه ناچار گاهش اوقات بايد ميشه و ميشه همون واجبي كه شما ميگي ولي در اون صورت هم ناخوشايند ترينه ...جنگه جنگه و همه از ان گريزان.متشكرم از نظرات خوب دوستانم ..
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 54 دقيقه قبلموافقم
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 51 دقيقه قبل