دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor

قلبــ ِ تو راه ِ قلبــم ُ بلـــد نیستـــــــــ

aynor
aynor

بـــذار شبـــم رنگـــی بگیـــــر ِ . . .

aynor
aynor

روی ِ عشق ِ تــو حســـــــــــــــــابــــــــــــ کــردمــــــ . .

aynor
aynor

نمیدونم..شاید..یه روز که دور نیست ..تو هم به حال و روز ِ من بیفتی . .

aynor
aynor

فقط تو نیستی که باهام نموندی . . .

aynor
aynor

انگار بندهای تنم قصد ِ جدا شدن دارند...انگار تو به بند بند ِ وجودم بند بودی

آناهیتا
mtawev.jpg آناهیتا

در سطر اول آن ، تو از راه می‌رسی و خاک بوی باران می‌گیرد در سطر دوم ، آفتاب می‌شود و تو از درخت سبز سیب سرخ می‌چینی در سطر سوم ، زمین می‌چرخد و مهتاب با رگبار هزار ستاره می‌بارد در سطر چهارم ، تو دست‌‌هایت را به سوی مغرب دراز می‌کنی در سطر پنجم ، همه چیز از یاد می‌رود و من به نقطه‌ی پایان قصه خیره ‌می‌مانم . . . و عشق آغاز میشود ...

آناهیتا
آناهیتا

به خاطر همه صبوریت و انتظارت یک دنیا سپاس...

آناهیتا
آناهیتا

دلم می خواست در عصر دیگری دوستت می داشتم

آناهیتا
165155_169655523075510_161849103856152_335110_4284475_n.jpg آناهیتا

تو مهربان تر از آنی که فکر می کردم درست مثل همانی که فکر می کردم

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
29o28eu.jpg آناهیتا

دوستت دارم و حسودم به ....

آناهیتا
آناهیتا

دوستت دارم سرخوشانه تهی‌دست ثانیه به ثانیه لرزان اصل

pakota
pakota

نه ،باران نمی آید ، گوشه ی خانه نشسته ام وچتری را باز کرده ودسته اش راکه به عصای وارونه می ماند دردستانم می چرخانم . دیوانه نشده ام ، همیشه زندگی مرا به بازی می گیرد بگذار برای چند لحظه هم من زندگی را به بازی بگیرم ! ..

آناهیتا
آناهیتا

میخوام بگم !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
06_2.jpg آناهیتا

نقش مي بندد رد پاي طلائي پاييز بر پيكر چروكيده ي زمين به خاك نگاه كن ! به اين سرزمين بنگر ! آيا احساس مي كني زيبايي به جاي مانده از بند بند انگشتان پاييز را !؟ آيا درك مي كني عظمت وجود پاييز را در ميان نقاب هاي بهار !؟ در ذهنم به تو مي انديشم تو كه وجودم را از زيبايي لبريز كرده اي فصلِ من فصل زيباي من ، پاييز