دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
غم کربلا.jpg باران بهاری
در مشاعره

من کز غم تو هیئت مجنون گرفته ام / شش گوشه مرقدی ست ، دل ِ خون گرفته ام

باران بهاری
لایوم.jpg باران بهاری
در مشاعره

در دل ِ هر قطره خون بحری ست ژرف / کار عشق است این و کاری بس شگرف

باران بهاری
علی اصغر2.jpg باران بهاری
در مشاعره

دوباره می کِشمت مثل عطر در آغوش / چو روح غنچه که جاری ست در گلاب ؛ بخواب!

سـانتی مـانتـال
سـانتی مـانتـال
در مشاعره

من به باغی باغبانی می کنم با چشم ِ تر/ کز درختش دیگران گلهایِ رنگین می برند (بسطامی)

باران بهاری
سرداب.jpg باران بهاری
در مشاعره

دجله هر شب هزار و یک قصه از نیستان دارد / مثل ما که هزار و یک سال است زائر غصه‌های ــیم

باران بهاری
یاعلی.jpg باران بهاری
در مشاعره

آنکسي که شراب مي‌نوشاند به شما در الست من بودم / اولين باده خور خود ساقي است، اولين مرد مست من بودم

باران بهاری
امام زمان3.jpg باران بهاری
در مشاعره

تا کي اينجا قصه‌ي خورشيد پنهان را بخوانم من / را بخوانم من ؟

امیر کریمی
امیر کریمی
در مشاعره

نمی دانم چه می خواهم بگویم ... زبانم در دهان باز بسته ست ...

باران بهاری
چادری.jpg باران بهاری
در مشاعره

رد نشو از میان قبرستان، مرده‌ها را تو بی‌قرار نکن / چادرت را به روی خاک نکش، روحشان را جریحه دار نکن

امیر کریمی
امیر کریمی
در مشاعره

ای که دستت می رسد کاری بکن ... پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار...

باران بهاری
کرببلا.jpg باران بهاری
در مشاعره

دست خالی آمدن سوی تو خوش اقبالی است / دارم آه و تشنگی در کوله بارم !

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

یاد باد آن که زده در محفل انس / جز من و یار نبودیم و با ما بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

در این شبِ سیاهم، گم گشت راه مفصود / از گوشه ای برون آی ای کوکبِ هدایت

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

بیا که با سرِ زلفت قرار خواهم کرد / که گر سرم برود برندارم این قدمت

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

تیرِ آه ما ز گردون بگذرد، حافظ خموش / رحم کن بر جانِ خود پرهیز کن از تیر ما