دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
یاحسین4.jpg باران بهاری
در مشاعره

تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند / باید که ز خون تو بنوشند کویران

این ارسال را بازنشر کرده است.
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

مي روم...اما نمي پرسم ز خويش / رو كجا؟...منزل كجا؟...مقصود چيست؟ / بوسه مي بخشم ولي خود غافلم / كاين دل ديوانه را معبود كيست .... "فروغ"

باران بهاری
زین ب.jpg باران بهاری
در مشاعره

دردی ندیده جان که توان کرد چاره اش / زخمی نخورده دل ، که توانم رفو کنم

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

شرابُ عیشِ جهان چیست کارِ بی بنیاد /زدیم بر صفِ رندان ُ هر چه باداباد

باران بهاری
باکین.jpg باران بهاری
در مشاعره

دجله ها جاری ست از باغ غمش / پر طراوت باغ خُلد از شبنمش

این ارسال را بازنشر کرده است.
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

دلم از ناله ی مرغان چمن می شکند / ز خیال غم مردم دل من می شکند / دلم از داغ وطن می شکند

باران بهاری
علی اصغر2.jpg باران بهاری
در مشاعره

مادر نه طفل تشنۀ خود را به باب داد / مهتاب را فلک به کف آفتاب داد

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

نه انار اسب می خوام ، نه دروغای قشنگ و / روزگار من سیاهه ،نمی خوام این همه رنگ و / یکی باید بنویسه ، یه کتاب از حال و روزم / از منی که مثل فانوس ،سرد و بی صدا می سوزم ... یغما گلرویی

باران بهاری
تو هستی.jpg باران بهاری
در مشاعره

در راه کربلای تو هر لاله می دهد / ما را به کف بهانه برای گریستن

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

تیرم بر سینه ابری نشست که آرام می گذشت / ابر از آسمان افتاد و روی ساحل جان داد / دیگر هرگز تیری رها نخواهم کرد . . " شل سیلوراستاین "

باران بهاری
صفا.jpg باران بهاری
در مشاعره

رو کند آنجا که طور کبریاست / هرکه را میل تماشای خداست

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

یوسفِ گمگشده باز آید به کنعان غم مخور / کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

باران بهاری
عباس.jpg باران بهاری
در مشاعره

روزی که جان ها بسته بود بر ، تو تشنگی را انتخاب کردی / آنقدر اشک افشاندی از گُل چشم ، تا را غرق گلاب کردی

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد: / در بهاري روشن از امواج نور / در زمستاني غبارآلود و دور/ يا خزاني خالي از فرياد و شور "فروغ"

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

تیری که ازکمون پرید ، چه زود به استخون رسید / کی دید که تیرِ عاشقی، چجوری قلبمو درید