دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
در مشاعره

دلا غافل ز یزدانی چه حاصل!.....اسیر نفس و شیطانی چه حاصل!!

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در مشاعره

دوش می آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود// رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی جامه ای بود که بر قامت وی دوخته بود

حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
در مشاعره

نگاهم را چنان مست خودت کن...که جز ماه تو ماهی را نبیند! (ح.الف.اول)

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در مشاعره

دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن /// چون خمشان بی گنه روی به آسمان مکن

حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
در مشاعره

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند... گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در مشاعره

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب/بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در مشاعره

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیست

حسین ابراهیمی
34352.jpg حسین ابراهیمی
در مشاعره

ضریحش نعمتی بس بیکران است....وجودش ماه در شام جهانست...اگر چون مردگان افسرده حالی...گل موسی حیات مردگان است (ح.الف.اول)

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در مشاعره

دیده ما را دید او نعم العوض یا بی اندر دید او کل غرض !!!!

حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
در مشاعره

دانی که را سزد صفت پاکی...آنکو وجود پاک نیالاید...

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در مشاعره

در چمن آمد غزلی نغز خواند //// رقص کنان بال و پری برفشاند

حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
در مشاعره

دل مستمندم ای جان! به لبت نیاز دارد ...به هوای دیدن تو،هوس حجاز دارد!

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در مشاعره

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد /// حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

حسین ابراهیمی
208970_orig.jpg حسین ابراهیمی
در مشاعره

تو مادر منی و منم بچه بدَت...اما مگو به من که کنم از درَم ردَت! (ح.الف.اول)

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در مشاعره

مليكه ي بهشت تموم سرنوشت // خدا به روي لوح قلبم اسمتو نوشت