دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
حسین ابراهیمی
20110716161851626_mahdi-10.jpg حسین ابراهیمی
در مشاعره

دلم ترَک زده آقا! به داد این دل رس...برا تو لک زده آقا به داد این دل رس! (ح.الف.اول)

باران
باران
در مشاعره

تو كه يك گوشه ي چشمت غم عالم ببرد/ حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد

حسین ابراهیمی
Untitled.jpg حسین ابراهیمی
در مشاعره

یا حسین من در دو عالم هیچ غمخواری ندارم...لیک چشم من به سوی گیسوی بر باد توست (ح.الف.اول)

این ارسال را بازنشر کرده است.
هوابرد
289779_1TgBsXVi.jpg هوابرد
در مشاعره

::::شعر حاج منصور در شب بیست و یکم::::

آناهیتا
آناهیتا
در مشاعره

جوي خندان بود و من در اشک شوقش گرم گرم گرد شب را شستم از رخسار و جانم تازه شد

آناهیتا
آناهیتا
در مشاعره

تا چشم کار می کند رد غریبه هاســـت موجی غریبگی ست که تا انتـها به پاست

آناهیتا
آناهیتا
در مشاعره

يا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبين در يکتای که و گوهر يک دانه کيست

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

رفیقی بایدم همدم ، به شادی یار و در غم هم .... وزین خویشانِ نامحرم ، مرا بیگانگی باید ...

Samaneh Zaghari
Samaneh Zaghari
در مشاعره

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم/منم من سنگ تیپا خورده رنجور

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

من دردِ تو را زِ دست آسان ندهم .... دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم .... از دوست به یادگار دردی دارم ... کان درد به صد هزار درمان ندهم ...

الهه
الهه
در مشاعره

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم/از چه با دشمنٍ جانم شده ام دوست ندانم

الهه
الهه
در مشاعره

بگذار من شکسته شوم تو صبور باش/جوری بمان همیشه که انگار هیچوقت...

???Maryam!!!
???Maryam!!!
در مشاعره

یک نان به دو روز اگر شود حاصل مرد / .ز کوزه شکسته ای دمی آبی سرد / مخدوم کم از خودی چرا باید بود / یا خدمت جون خودی جه باید کرد

???Maryam!!!
???Maryam!!!
در مشاعره

محتسب مستی به ره دید و گریبانش / مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

???Maryam!!!
???Maryam!!!
در مشاعره

عمرت چه دوصد بود چه سیصد چه هزار / زین کهن سرای برون بردنت ناچار