دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

یـا رب بـه کـه شـاید گفت این نکته که در عالم/ رخـسـاره بـه کـس نـنـمـود آن شـاهـد هـرجـایـی-

این ارسال را بازنشر کرده است.
delshekaste
delshekaste
توسط موبایل در مشاعره

ماییم و نوای بی نوایی// بسم لله اگر حریف مایی

Anonymous
Anonymous
در مشاعره

ما به درگاه تو با بخت سیاه آمده ایم/ شکر وصد شکر ز بیراهه به راه آمده ایم

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

مردم همه از روز جدایی ترسند/جز من که ز روز آشنایی ترسم-

Anonymous
Anonymous
در مشاعره

نه پی سیم و زر و ملک و سپاه آمده ایم نه پی تخت و نه دنبال کلاه آمده ایم

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

ترک شهرآشوب من زین سان که شد صحرانشین/ خواهم از شوقش به صحرا رو نهادن بعد از این

aHaD
aHaD
در مشاعره

تا جـــــــواني ز فقر شكوه مكـــن , ثــــــروتي بهتـــــــر از نيست ...

delshekaste
delshekaste
توسط موبایل در مشاعره

ریاست به دست کسانی خطاست// که از دستشان دستها بر خداست

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
در مشاعره

مست او بودم ز دنیا بی خبر / دم به دم این عشق میشد بیشتر

aHaD
aHaD
در مشاعره

دمي‌بادوست‌درخلوت‌به ازصدسال درعشرت , من آزادي نمي خواهم كه بايوسف به زندانم

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous
در مشاعره

هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد/ در وهم نیاید که چرا می‌بخشد

delshekaste
delshekaste
توسط موبایل در مشاعره

تا کی به تمنای وصال تو یگانه// اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

reza
reza
در مشاعره

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم ... که سرنوشت درختان باغمان تبر است

حسین
حسین
در مشاعره

مستی که شد مهمان من جان من است و آن من / تاج من و سلطان من تا برنشیند برسرم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یک درخت پیرم و سهم تبرها می شوم ؛ مرده ام، دارم خوراک جانورها می شوم / بی خیال از رنج فریادم تردّد می کنند ، باعث لبخند تلخ رهگذرها می شوم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.