دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مجموعه‌ی جملاتِ طنز "پـَـَـ نــه پـَـَــ"
قبل از ارسال، از عدم وجود جمله‌ی مشابه اطمینان حاصل نمایید.

جزئیات گروه

شناسه 445
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 1192 پست
عضو 546 کاربر
طرفدار 6 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 34
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 440
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 91

کاربران گروه

(540 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پَ نه پَ
شناسه‌: 445 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری

تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم

♂♀ SεtåЯε ♂♀
♂♀ SεtåЯε ♂♀

از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خوابم خودمو زدم به بیداری

گـلـپــری
گـلـپــری

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ... آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟ پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم

گـلـپــری
گـلـپــری

عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟ پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !

مصطفی
مصطفی

به یارو می گم بـابـام رفته مـکه , می گه رفته زیارت؟ می گم پَـــ نَ پَـــ رفته واسه معبد شائولین تست کونگفو بده....

مصطفی
مصطفی

تو پرواز خلبان میگه دمای بیرون منفی ۳۴ هستش ولی هوای داخل رو واسه رفاه حال شما ۲۴ تنظیم کردیم پَــ نَ پَـــ میخوای همون منفی ۳۴ کنش واسه همدردی با برادران اسکیمو

مصطفی
مصطفی

ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته

مصطفی
مصطفی

خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟ میگه خط تلفن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم

Mahla
Mahla

رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارین؟یاروگفت:مشکی دیگه!گفتمپ))گفت:گمشوبیرون بی شعورعوضی!این چیه یادگرفتن خودشونو مسخره میکنن .گفتم:بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام. کلی معذرت خواهی کردوازخجالت من دراومد.بعدش گفت:پنیر بسته ای؟؟ گفتم:پ نه پ متری؟؟ گفتمو فرار کردم

مصطفی
مصطفی

لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه ؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره بعد بش میگم کاری داری باش مگه ؟ میگه پَـــ نَ پَـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن

این ارسال را بازنشر کرده است.
مصطفی
مصطفی

با دوستم رازِ بقا میدیدیم بهم میگه:شیرایِ نَر همشون صورتاشون مو داره !!! گفتم: پَـــ نَ پــَـَـَـــ فقط اونائی که عضو پایگاه مقاومت بسیج جنگلن اینطورین

مصطفی
مصطفی

آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟ پــــَ نه پــــــَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته..!

مصطفی
مصطفی

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده،خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟میگم پـَـ نَ پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم بریییید برییییییید

مصطفی
مصطفی

ميخوام ناهار بخورم... مامانم مي پرسه ميخواي ناهار بخوری؟؟ ميگم بله مامان جون.. ميگه با قاشق؟؟ ميگم بله مامان جان.. ميگه خاك تو سرت اين همه موقعيت پـَـــ نــه پـَـــ درست كردم واست استفاده نکردی

مصطفی
مصطفی

پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه