گـلـپــری
تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم
گـلـپــری
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ... آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟ پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم
گـلـپــری
عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟ پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !
مصطفی
به یارو می گم بـابـام رفته مـکه , می گه رفته زیارت؟ می گم پَـــ نَ پَـــ رفته واسه معبد شائولین تست کونگفو بده....
مصطفی
تو پرواز خلبان میگه دمای بیرون منفی ۳۴ هستش ولی هوای داخل رو واسه رفاه حال شما ۲۴ تنظیم کردیم پَــ نَ پَـــ میخوای همون منفی ۳۴ کنش واسه همدردی با برادران اسکیمو
مصطفی
ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته
مصطفی
خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟ میگه خط تلفن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم
مصطفی
با دوستم رازِ بقا میدیدیم بهم میگه:شیرایِ نَر همشون صورتاشون مو داره !!! گفتم: پَـــ نَ پــَـَـَـــ فقط اونائی که عضو پایگاه مقاومت بسیج جنگلن اینطورین
مصطفی
آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟ پــــَ نه پــــــَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته..!
مصطفی
داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده،خوردم زمین میگه کمک میخوای؟میگم پـَـ نَ پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت میکنم بریییید برییییییید
مصطفی
ميخوام ناهار بخورم... مامانم مي پرسه ميخواي ناهار بخوری؟؟ ميگم بله مامان جون.. ميگه با قاشق؟؟ ميگم بله مامان جان.. ميگه خاك تو سرت اين همه موقعيت پـَـــ نــه پـَـــ درست كردم واست استفاده نکردی
مصطفی
پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه