دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

1391/12/17:امروز دوست ِ بابام اومده بود خونمون... بابام هم خونه نبود دریا بود... بعدش ؛ بعد ِ پذیرایی از ایشون /موقع رفتن که شد و از ما خداحافظی کرد ... دیدیم بیرون صدای ترمز ِ ماشین و... میاد.... نگو که ماشینش تو گِل فرو رفته بود ...حالا بیا هٌل بده ... اخه دنده عقب اومده بود تو گِلا ... بیا این ماشین و هل بده ... هل بده ... اخه چرا تو گل اومده بودی با ماشینت مگه ندیدی ... اخرش هم با هل دادن(بیرون اومد) همه ی لباسم و سر وصورتم گـِـلی شد... ... حالا من هیچی... دوستم رضا اومده بود خونمون اونم کل لباس هاش و صورتش گِلی شد ( وقتی خونمون میایید از جاهای سفت ماشینتون رو روشن کنید و حرکت کنید )

الهه
الهه

چه بارونی میاد. آدم دلش میخواد بره بیرون زیر این بارون بدوئه...

الهه
الهه

همه میشناسنش | فک می کنه همه خرن!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

شب یلدا گفته بود: غبار غم برود حال خوش شود حافظ!

الهه
الهه

@آناهیتا خانوم شما خیلی واسه ما عزیزیااااا. برای خودت و دنیای خاص خودت یه دنیا خوبی و شادی آرزو می کنم. امیدورام سال نو برات پر از اتفاقای نو باشه و همیشه خندون ببینمت تولدت بارها و بارها به دنیا مبارک باشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

کینه ای نیستم اما یه چیز بهم بربخوره و رفتار توهین آمیزی ببینم چنان دور اون آدمو خط می کشم که تمام باقی مونده هاییم که ازش دارم نیست می کنم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

صبح داشتم حاضر می شدم برم کلاس. در حال make up بودیم که پدر گرام اومدن پشت سر ما جلو آینه. برای موزی بازی هی گفت: الهه یه ذره ازین بزن یه ذره ازون بزن منم کارمو داشتم انجام می دادم. دیدم زیادی داره نظر میده حرصمو در بیاره شت رژ گونمو محکم کشیدم رو بینی و گونه ش هنگ کرد قیافه ش دیدنی بود غش کردم

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

قند کنار چای ِمنی تو...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

اون روز که از مدرسه اومدمو و مادرم جواب سلاممو نداد... اون روز حق داشت... حالا می فهمم. منم مث خودش میشم، چه خوب : )

الهه
الهه

می گفت مادرش همه ی کادوهایی که گرفته بود ریخته تو حیاط آتیش زده...

الهه
الهه

اهل نت نیستش! هه!

الهه
الهه

از آدمایی که راجع به هر چیزی میخوان نظر بدن و به شدتم پر رو هستن و خصوصن میخوان رو سر آدم سوار شن متنفرم...

الهه
Untitled-1.jpg الهه

الان دیدم با کیا شدیم هفتاد و چند میلیون واقعن

الهه
الهه

وقتی اذیت میشی عدم پیگیری بزن. قانون خوبیه

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

بریم با فرشاد یکم قدم بزنیم... اکسیژن خوبه.