دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

منتظر شب عیدم

الهه
الهه

مادرم گفت: یه میخ بردار بیا رو دیوار بزن عکس پدربزرگتو بزنم ب دیوار. گفتم: مامااااان عکس خودمونو بزنیم بهتره ک... حواسم نبود ماه پیش چهلمش بود مادرم خیلی ناراحت شد. دلم یجوری ِ الان

رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀
رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG...

گاهی اوقات حس جاه طلبی روحم رو تسخیر میکنه.. ... . .خیلی با خودم این روزا تمرین میکنم. باید واقع بینانه تر برخورد کنم.

الهه
الهه

آواتارمو باید عوض کنم. من هروقت خدا نیشم بازه یه چی فرود میاد تو فرق سرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
IMG_0846.JPG الهه

شادی شکستن ِ قلک پول. وحشت کم شدن ِ سکه ی عیدی از شمردن زیاد... بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب. با اینا زمستونو سر می کنم. با اینا خستگیمو در می کنم...

الهه
الهه

دلم میخواد باز برم رستوران اژدر زاپاتا

الهه
الهه

حوصله ی الایه سررفته

الهه
الهه

سلام دوشنبه

الهه
الهه

شب یادم میاد ک میخوام تومسابقه ی صدای 2 شرکت کنم. کل روز تصمیم یادم میره...

الهه
الهه

گاهی آدم دلش میخواد داریوش بذاره گوش بده و همراش زار زار گریه کنه. الان دقیقن دلم میخواد همینکارو کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

بعضی وقتا هم باید گفت: اصن گور باباش. یه شونه هم بالا انداخت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

تو زندگی باید یه سری کارا رو خرکی انجام داد. به مراتب نتیجه ی بهتری میدن تا آروم آروم انجامشون بدی... مث همین جریانه از برخورد منطقی بابام مچکرم واقعن روسفیدم کرد

رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀
رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG...

حیغ هایی که گلو رو پاره میکنه...اشکایی که صورتمو میسوزونه.....ناحن هایی که از بس کشیدم رو صورتم شکسته همه....زانوهایی که از شدت ترس تا میشدن..پای اسیب دیده.... همه اینا دلیلی نمشه ؟؟دلیل نمشه که از دختر بودنم متنفر باشم؟؟؟؟@mohammad-h

رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀
رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG...

از مردنم تو این لحظه راضی ام...

گـلـپــری
گـلـپــری

امروز داشتم با عمو در مورد قشم حرف میزدم بعد برگشت گفت قشم کوسه نداره منم گفتم راست میگی؟؟ کجاهاش؟! برگشته در کمال خونسردی میگه اونورتر از شن های ساحلش من