دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی با چشمهای باز کتاب میخوانیم گویی چشمانمان ا را بسته ایم..بالمان را گشوده ایم و به ناکجاترین ها سفر میکنیم ....
به هر ناکجایی که پر گشوده اید ..اینجا..برای همگنانمان ..به رسم دانستن.. شرحِ سرزمین بیاوریم به ارمغان اندیشه ها ..از همان سرزمین های ناکجا...از کتاب.
چه خوب میشه اگه، دوسِـتان، کتابهایی که می خریم یا هدیه میگیریم رو هم معرفی کنیم، اگه عکس از کتاب، کار دست باشه چه عالی اگرم کار دستِ گوگل بود، چه خوب!!! فقط یه عکسم از کتاب بگذارین خیلی ممنون میشم.
*لطفا بن مایه فراموش نشه*
*تشکّر*

جزئیات گروه

شناسه 1285
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع کتاب و مقالات
ارسال 675 پست
عضو 224 کاربر
طرفدار 33 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 157
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 96
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 139

کاربران گروه

(221 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

از کتاب ... .
شناسه‌: 1285 · کتاب و مقالات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری

از ، ژوزه مائورو ده واسکونسلوس

باران بهاری
باران بهاری

او پرسید:" وسط من چیه؟!" مِری گفت :" قلبت." _ وسط آن چیه؟ کاترین گفت :" روحت." نوشت روح ام. مادر دستش را دراز کرد و جلوی تی شرت مارگریت را بالا زد و روی ناف او سُک سُک کرد. گفت :" این وسط توست. تو از همین جا جزئی از وجود من بودی."

آرتـنـوس
1201039883big.jpg آرتـنـوس

باغچه سرایی : من هم دلم می گیرد ! مردم مثل همیشه توی خیابان ها راه می روند . غذا می خورند ، روز و شبشان را بیهوده می گذارنند ، ولنگاری می کنند ، بد دهنی می کنند ،کلاه سر همدیگر می گذارند ، شوخی و دعوا می کنند ، انگار نه انگار اتفاقی افتاده ! / ابراهیمی : اما حضور دارند . با راه رفتشان در خیابان ها ، با کار خودشان ، با زندگی خودشان داد می زنند که حضور دارند .

آرتـنـوس
201302272348.jpg آرتـنـوس

نام : بارون درخت نشین / نویسنده : ایتالو کالو ینو / مترجم : مهدی سحابی / انتشارات : نگاه / شرح : داستان درباره پسری از یک خانواده ثروتمند هست که از سنت های کهنه و قید و بند های اجتماعی فرار می کند و شیوه ای از زندگی کردن رو برای خودش اتخاب میکنه با شیوه ی زندگی ادم های دیگر همخونی نداره ... این پسر بعد از سرپیچی از پدر برای همیشه زمین رو رها می کنه و زندگی بالای درخت ها رو انتخاب می کنه و تا لحظه مرگ هیچ وقت پاش رو روی زمین نمیذاره .

kapo
a30e1.jpg kapo

فروید: تو هنوز یه دختر بچه موندی. بچه ها خود به خود فیلسوفن: همه‌ش می پرسن. /// آنا: بزرگ ها چی؟ /// فروید: بزرگ ها خود به خود احمقن: جواب میدن.

kapo
410064_LfTFQlsJ.jpg kapo

مادر داماد ناگهان با غیظ می گوید: «دخترم، مگه خونه بابات نخریدن که این جوری هول ورت داشته ...» ... داماد که قد متوسطی دارد، نگاهی به عروس می کند و می گوید: «حالا من شدم کوتوله؟روز اول کور بودین یا متر نداشتین؟» ... ادامه در دیدگاه

kapo
42052020329837496281.jpg kapo

یکی هم که شاهکار کرد و باافاده و لحنی کشدار گفت: «آقا می‌شه کاریکاتور رنگ موهاتونو بیارید.» جواب دادم: «منظورتون کاتالوگه دیگه؟!»

باران بهاری
باران بهاری

وقتی چیزی را می خوانم، در واقع نمی خوانم. جمله ای زیبا را به دهان می اندازم و مثل آب نبات می مکم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
kapo
1361138200163030_orig.jpg kapo

ابتدا باید مدارا را آموخت و سپس به اعتراض پرداخت. نزد ما، اعتراض و مخالفت فوراً به یک امر ناموسی و غیرتی تبدیل می شود. از آنجا که شما یا دوست من یا دشمن من هستید. پس به شیوه قبیله ای از یکدیگر انتقام می گیریم.

kapo
1361093151571653_thumb.jpg kapo

یک چیز را نباید فراموش کرد. غرب افسون می کند. هر قدر ما از نظر تاریخی عقب مانده تر باشیم، بیشتر محسور قهرمان بازی های فنی کشورهای پیش پا افتاده می شویم. غرب جذابیت تازگی هاست.

kapo
9646138136.240.jpg kapo

به گمان من رمون آرون در این گفته خود محق است که روشنفکران درباره موضوع هایی حکم صادر می کنند که به صلاحیت شان ربطی ندارد.

kapo
1360238879125159_thumb.jpg kapo

ترس شان از افسانه هایی بود که درباره میرمهنا و یاران دیوانه اش شنیده بودند. ترس شان از خود ترس بود.

kapo
1359794613245479_thumb.jpg kapo

مردان قدرتمند، برای مردن به دنیا می آیند نه مرگ خوبان را تحمل کردن

kapo
1359369545446850_thumb.jpg kapo

سیاست، تمام لطافت زن را از میان می برد. مردان در میدان سیاست قهرمان می شوند، زنان، هیولا

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

ناتانائيل دوست دارم به تو مسرتي ببخشم كه شايد تاكنون كسي ديگر به تو نبخشيده باشد . در حاليكه خود مالك اين مسرتم ، نمي دانم آن را چگونه به تو دهم .