دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی با چشمهای باز کتاب میخوانیم گویی چشمانمان ا را بسته ایم..بالمان را گشوده ایم و به ناکجاترین ها سفر میکنیم ....
به هر ناکجایی که پر گشوده اید ..اینجا..برای همگنانمان ..به رسم دانستن.. شرحِ سرزمین بیاوریم به ارمغان اندیشه ها ..از همان سرزمین های ناکجا...از کتاب.
چه خوب میشه اگه، دوسِـتان، کتابهایی که می خریم یا هدیه میگیریم رو هم معرفی کنیم، اگه عکس از کتاب، کار دست باشه چه عالی اگرم کار دستِ گوگل بود، چه خوب!!! فقط یه عکسم از کتاب بگذارین خیلی ممنون میشم.
*لطفا بن مایه فراموش نشه*
*تشکّر*

جزئیات گروه

شناسه 1285
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع کتاب و مقالات
ارسال 675 پست
عضو 224 کاربر
طرفدار 33 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 157
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 96
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 139

کاربران گروه

(221 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

از کتاب ... .
شناسه‌: 1285 · کتاب و مقالات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ
توسط موبایل در از کتاب ... .

چه قدر انسان تنهاست... مثل پر کاه در هوای طوفانی

آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ
توسط موبایل در از کتاب ... .

چه فرق میکند این پادشاه باشد یا آن، برای ما که میخواهیم یک لقمه نان بخوریم و سرمان را بگذاریم چه هیتلر،چه رزولت، چه شاه.خر همان خر است فقط پالانش عوض میشود.

آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ
توسط موبایل در از کتاب ... .

در اقلیت بودن ، حتی اگر یک نفر باشی ، موجب نمیشود که خود را دیوانه بپنداری . اگر بین حقیقت و دروغ قرار گرفتی و حتی در مقابلِ تمامِ جهان ایستادی و حق را زیرِ پا نگذاشتی ، دیوانه نیستی .

فردایی دیگر
فردایی دیگر

امروز اوای وحشش رو خوندم ...جک لندن ..

اردیبهشت
اردیبهشت

الکتر: . در دشت، در همه جا انسان هایی که سربلند کرده و می گویند: " " و احساسی حاکی از رضایت دارند. ، آیا از یاد برده اید خشنودی خاضعانه ی دهقانی را که روی زمینش قدم برمی دارد و می گوید: " " ؟ { ، ، ص75}

آرتـنـوس
201207071806.jpg آرتـنـوس

مـعرفـی کـتـاب (8) : عنـوان : دختر پرتقالی / نویسنده : یوستاین گاردر / مترجم : مهوش خرمی پور / انتشارات : کتاب سرای تندیس

اردیبهشت
اردیبهشت

در حال خواندن کتاب دعایش با قدمهای آهسته راهـ می رود. گاه وقتی سر برمی دارد و تأیید کنان دریـا را نگاه می کن؛ نیز یک ست، از سخن می گوید. { ، ، ص235}

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از داستانهای 55 کلمه‌ای ... ! (2) / استیو ماس / ترجمه‌ی گیتا گرگانی /

سجاد
سجاد

امروز سالگرد نقره ای ازدواجمان است. ما یک ربع قرن با هم زندگی کردیم. در ابتدا وحشتناک بود. به او ناسزا می گفتم و کتکش میزدم و بعد از شدت پشیمانی عاشقش شدم. پشیمانی باعث شد فرزند بیاوریم..و بعد.. خب به هم عادت کردیم. در این لحظه زوئه ی عزیزم پشت سرم ایستاده و در حالی که دست بر شانه هایم نهاده بر تاسی سرم بوسه می زند.

سجاد
سجاد

بلبل برای گل آواز می خواند ...و من که در این دنیا تنها هستم، برای که می توانم بخوانم .

سجاد
سجاد

چه نیازی به تصحیح کارهای پسرش بود؟ با مشاهده کارهای او به این نتیجه رسیده بود که بچه ها، همچون وحشی ها، دیدگاه هنری خود را دارند ونیز شرایط عجیب و غریب خود را و این همه از محدوده هوش آدمی بزرگسال خارج است.

آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ
توسط موبایل در از کتاب ... .

پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره ی خودش تنها باشد تنهاست.نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میتوان حس کرد.

آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ
توسط موبایل در از کتاب ... .

مردم پشتِ سرِ خدا هم حرف میزنند!

آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ
توسط موبایل در از کتاب ... .

گفت: :مرا یادت هست؟ دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم؟ چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟ و چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچ کس نیستم؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.