faafaa
من ادعا نمیکنم همیشه به یاد کسانی که دوستشان دارم هستم.....اما ادعا میکنم حتی در لحظاتی هم که به یادشان نیستم دوستشان دارم....................دکتر شریعتی....
فرشاد
از دست نوشته های دکتر شریعتی:وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت من به انتظار امدنش نشستم. وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد من شروع کردم. وقتی او تمام شد من اغاز شدم. و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن!
فرشاد
آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گندهتر نمیشوی، میدوشندت! از خر که قویتر نمیشوی، بارت میکنند! از اسب که دوندهتر نمیشوی، سوارت میشوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند
احمد حسينے
خدایا...غم های ارجمند و حیرت های عظیم به روحم عطا کن . لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش و دردهای عظیم بر جانم ریز ... (دکتر شریعتی)
احمد حسينے
بر هر آن که کز گذرگاه نیاز ، عشق را بر بیکران فریاد زد ، دل مبند ، شاید این فریاد ، تنها لحظه ای فریاد بود !
يكتـا
تنهآ انسآن است ، که هـرگـز آنچنآن که بآید باشـد ؛ " نیسـتــــــ " !
faafaa
کلاس پنجم که بودم ........ پسردرشت هيکلي درته کلاس ما مي نشست که براي من مظهرتمام چيزهاي چندش آوربود.آن هم به سه دليل:اول آنکه کچل بود.دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم-که از همه تهوع آورتر بود-اينکه در آن سن و سال زن داشت ... چند سالي گذشت.... يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم.... ...در حاليکه خودم زن داشتم سيگار مي کشيدم وکچل شده بودم!!!!! (دکترعلی شريعتي)
احمد حسينے
خدایا!!! مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز. (دکترعلی شریعتی)
احمد حسينے
دوست داشتم گوشه اي بنشينم و به گوشه اي از اين آسمان بنگرم و به نگريستن ادامه دهم تا آنگاه که خداوند جان مرا بستاند ، بميرم اما چه کنم باز هم چون او مامور بودم که با خلق درآميزم و با جمع ، زندگي به سر برم (دکترعلی شریعتی)
احمد حسينے
آنگاه كه تقدير نيست و از تدبير نيز كاري ساخته نيست خواستن اگر با تمام وجود با بسيج همهی اندامها و نيروهاي روح و با قدرتي كه داری صميميت تجلي كند اگر هم هستيامان را يك خواستن كنيم يك خواستن مطلق شويم و اگر با هجوم و حملههاي صادقانه و سرشار از اميد و يقين و ايمان بخواهيم پاسخ خويش را خواهيمگرفت (دکترعلی شریعتی)