دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
یاس محمدی
یاس محمدی

استاد روپوش سفید و تمیزی پوشیده بود تا گرد گچ روی لباسش ننشیند. صدایش سخت به ما که ته کلاس نشسته بودیم میرسید می گفتتمام عضلات بدن از مغز دستور میگیرند اگر ارتباط مغز با اعضای بدن قطع بشود اعضا هیچ حرکتی نخواهند داشت اگر هم داشته باشند کاملا غیر ارادی ونا منظم خواهد بود) حرف استاد که به اینجا رسید یکی از دانشجوها که مسن تر از بقیه بود و همیشه ساکت. بلند شد وگفت: ببخشید استادُ وقتی ترکش توپ سر رفیق منو از زیر چشم هاش قطع کرد " تا یک دقیقه الله اکبر میگفت"

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
Agha_Sayad.jpg دفـتـر ســُـرخ

قسمتی از وصیتنامه صیاد شیرازی:خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از به راهت، اسلامت، نظامت و قرار دادی؛ خدایا! تو خود می دانی که همواره آماده بوده ام آن چه را که تو خود به من دادی در راه عشقی که به راهت دارم نثار کنم. اگر جز این نبودم آن هم خواست تو بود. پروردگارا! رفتن در دست توست، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض برسم....

این ارسال را بازنشر کرده است.
کوثر مافی
کوثر مافی

عکس یادگاری... [لينک]

محمد
10781.jpg محمد

بابا نبودی ببینی پر معجرم سوخت / بابا نبودی ببینی که موی سرم سوخت / بابا نبودی ببینی که خاکسترم سوخت ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمد
1307690879115357_large.jpg محمد

خرابه چراغونه امشب / قناری غزل خونه امشب / موهام فرش مهمونه امشب / دلم خونه امشب ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
امير
امير

داشتيم از فاو برمي‌گشتيم سمت خودمان كه قايق خراب شد. قايق دوم ايستاد كه ما را يدک کند. يك دفعه هواپيماهاي عراقي آمدند. همه شروع كردند به داد زدن و يا مهدي و يا حسين گفتن. چند نفر هم پريدند توي آب. يك نفر ولي مي‌خنديد. سرش داد زدم كه بچه الان چه وقت خنديدن است. گفت خوب اگر قرار است شهيد بشويم چرا با عز و جز و ناراحتي. 16 سالش بيشتر نبود.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امير
امير

فاصله توبه تا شهادت

این ارسال را بازنشر کرده است.
امير
امير

چشمان شهدا به راهي است که از خود به يادگار گذاشته اند و چشمان ما به شرمندگي روزي که با آنان روبرو خواهيم شد.(شهيد آويني)

این ارسال را بازنشر کرده است.
کوثر مافی
کوثر مافی

چگونه یک انسان به مراتب عالی می رسد؟ [لينک]

محمد
1307283420629091_large.jpg محمد

آزادي موتورشهيد پس از 10 ماه [لينک]

محمد
1307283523887148_large.jpg محمد

آقا حسین ؛ فردای قیامت ماهارو در پیشگاه خداوند یاد کن ...

محمد
1307283523887148_large.jpg محمد

شهید راه ولایت : حسین غلام کبیری ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمد
1307283359767961_large.jpg محمد

شهید راه ولایت : امیرحسام ذوالعلی ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
1297708419708231_large.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

شهيد مهدي باكري: قافله ي ما قافله ي از جان گذشتگان است هر كه از جان گذشته نيست با ما نيايد.

این ارسال را بازنشر کرده است.