اگر مرا دوست نداشته باشی، دراز می کشم و می میرم! مــــــرگ! نه سفری بی بازگشت است و نه... ناگهان محو شدن! مــــــرگ! دوست نداشتن توست، درست آن موقع که باید... دوستم بداری... " رسول یونان "
تقصیرِ اون بود ... زود کم آورد! من حاظر بودم بجنگم ... جزو معدود دفعاتی بود که حاظر بودَم بجنگم! اما ... اون نمیخواست بجنگه . میدونید؟! خیلی ترسو بود ...
خدایا چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ، اما من آنرا نمی شنوم مرا به اعماق درونم ببر تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم مرا بیاموز پیوسته تو را بجویم و همواره به عنوان یگانه پناهم به تو رو کنم .
کاربر گرامی، لطفاً توجه فرمایید: بند 4 » ارسال خطاب گروهی در صورتی که اعتراض کاربر یا کاربرانی را به همراه داشته باشد تخلف محسوب میشود. - هرگونه مشاجرات بین خطاب زننده و خطاب گیرنده، تذکر برای طرفین را در بر خواهد داشت، بنابراین از سیستم گزارش استفاده نمایید. (کد پیگیری: DNBLR137828757440632 / نوع عملکرد: تذکر!)
زندگي ، سبزترين آيه ، در انديشه برگ / زندگي ، خاطر دريايي يك قطره، در آرامش رود / زندگي، حس شكوفايي يك مزرعه، در باور بذر / زندگي، باور درياست در انديشه ماهي، در تنگ / زندگي، ترجمه روشن خاك است، در آيينه عشق / زندگي، فهم نفهميدن هاست / زندگي، پنجره اي باز، به دنياي وجود / تا كه اين پنجره باز است، جهاني با ماست / آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست / فرصت بازي اين پنجره را دريابيم / در نبنديم به نور، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم / پرده از ساحت دل برگيريم / رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بكنيم ...