دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پریزاد

همین بسه یه وقتایی تو رو از دور میبینم درباره »
پریزاد
زن
امتیاز: 161.35

دنبال‌شدگان

(119 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(93 کاربر)

بازدید

پریزاد
پریزاد

من ازت خاطره دارم...خاطره دردِ کمی نیست

پریزاد
پریزاد

وبلاگ منه اگه دوست داشتید سر بزنید [لينک]

پریزاد
پریزاد

احساس غریبی دارم در این هوای ابریه یخ بسته.احساس یک خسته ی راه گم کرده ای که تا چشمش کار میکند پیش رویش بیابانِ تنهاییست،بدون حتی یک رهگذرِ اتفاقی که از سرِ دلخوشی بیابانگردی کند...چه وحشتی ست شب باشدو بیابان باشدو ماه هم نباشد!تنها باشیو خسته باشیو بی همسفر...چه وحشتی..

این ارسال را بازنشر کرده است.
پریزاد
پریزاد

حال میده آدم ناخونای پای باباشو بگیره باباشم موهاشو ببافه...به این میگن معامله

پریزاد
پریزاد

7 صبح کلاس دارم 6 باید بیدار بشم پس قاعدتا باید الان خواب باشم.خوابم دیگه

پریزاد
پریزاد

حال چشمام خیلی خرابه...بی تو هر شب داره بارون میباره...بارون...بارون...لعنت به بارون که بی تو میباره

پریزاد
پریزاد

یه زمانی وقتی دلم میگرفت یه جایی بود که برم و آروم شم دو نفر آشنا باشن که دلداریم بدن اما حالا چقدررر تنهام

پریزاد
پریزاد

تنفر چه چیز خوبیه

پریزاد
پریزاد

غلط کرده باران که حالا که مرا به تو بد عادت کرده بی تو می بارد روز و شب بی خستگی باور کن تمام غذاها ته می گیرند وقتی خودت نیستی، باران هست

پریزاد
پریزاد

گفتی می آیی و یاد اخبار هواشناسی افتادم که لذت باران های بی هنگام را می برد گفتی می آیی و یاد تمام روزهایی افتادم که بیهوده چتر برداشته بودم

پریزاد
پریزاد

عاشق که می شوی نگران خودت نباش شب های باقیمانده ی عمرت به این سادگی ها صبح نخواهند شد و دست هایت کوتاه تر از تمام تمناها خواهند شد

این ارسال را بازنشر کرده است.
پریزاد
پریزاد

سلام و شب خوش

پریزاد
پریزاد

عاشق شده بودم خیر سرم خیر سرم سرم از تقلای پیاپی انتظار و انتظار خالی شده بود تو بودی من بودم همه چیز بود یادت هست؟!

پریزاد
پریزاد

داغ دار تو بودن وقتی تکه تکه هایت از یاد تاریخ و خاطره می روند کم کم آخرین کاری ست که می شود کرد در حقت آخرین باری که خندیدی و هوا پر از گرده های گلخند شد چیزی از داغ نمی دانستم چیزی از داغ می دانستی؟

پریزاد
پریزاد

رنگ و رو نمانده بر دست و دلم خواب می مانم سر همه ی قرارها و روسری هایم چروک است از روزی که سر هیچ قراری انتظار تو مشهود و لبخند تو پهن نیست