parnian
جای دوری نرفته ام ... جای دوری نمی روم ! می روم کمی باران را با دلم یا دلم را با باران یکی کنم ...!
parnian
توسط موبایل
وای خدا خیلی شوکه شدم از حبر فوت مامان سارا...همین چندساعت پیش یادش افتادم و براش دعاکردم...
parnian
خودم را بالا میکشم بر شانهی زندگی/ تا دم ستارهها و میبوسم ذهن زيبای تو را/ مثل ماهی که به ماه میگويد آب/ يک جرعه مینوشم و تو را مزه مزه میکنم در لابلای کلمات...
parnian
دلم هواتو کرده از غروب که صداتو شنیدم...یادته بهمون میگفتن شما دوتا فابریک هم هستید؟!...یادته هیچ جا همدیگرو تنها نمیذاشتیم؟! یه چیزی بگم دیگه عکسامونو نگاه نمیکنم اذیت میشم از مرور خاطراتمون!!! اما یه دونه آهنگ هست از آخرین روزای باهم بودنمون..فریدون فروغی...اونو خیلی گوش میدم...متو یاد "تو"میندازه........
parnian
من برم بمیرم اون آقاهه الان گفتم احتمال اینکه فردا ماه دیده بشه خیلی ضعیفههه..ای خدا آخه چراااا؟؟!!!!
parnian
من یک جادهام/ میآیم بیآن که آمده باشم/ میرسم بیآن که قدم بردارم/ به دور دست جاده نگاه میکنم/ پیش پای توام....."شمس لنگرودی"
parnian
آخ آخ دندونم..وای وای دندونم...چیکار کنم خدایا!!!
parnian
دلم میخواست امشب بات حرف بزنم...
parnian
یادش بخیییر هم محله ای بودیم تا روز قبل از مدرسه رفتنمون (کلاس اول) اگه از کنار هم رد میشدیم حتی به هم سلامم نکردیم اما ازهمون روز اول که رفتیم مدرسه وهمکلاسی شدیم دوستیمون شروع شد تا همین امروز!!! شدیم دوستای صمیمی حتی یکبارهم نشد روی یک نیمکت نشینیم....