parnian
جای دوری نرفته ام ... جای دوری نمی روم ! می روم کمی باران را با دلم یا دلم را با باران یکی کنم ...!
parnian
امشب رفتم عروسی ازهمون لحظه ای که رفتم نشستم یه خانم تقریبا "پیر" با لبخند بهم نگاه میکرد؛میشه گفت خیره شده بود. بعد که بلند شدم باهام روبوسی کرد.شاخ درآوردم از تعجب...
parnian
توسط موبایل در
فقط حرفایِ خودم
خداجونم هدفت از خلقت من چی بود خداوکیلی؟! ینی ازاول قراربود همون چیزی بشم که الان هستم؟!!! آخه به چه درد خودتو و خلقت میخوردم که اومدم...؟!
parnian
کاش کسی رو داشتم تا حرفایی که تو دلم هستن به بغض تبدیل نشن...که یدفعه بیان پایین و نتونم جلوشونو بگیرم دیگه
parnian
سرتو بزن به دیفار کار دیگه ای نمیتونی بکنی...