parnian
جای دوری نرفته ام ... جای دوری نمی روم ! می روم کمی باران را با دلم یا دلم را با باران یکی کنم ...!
parnian
خسته شدم از بس هرکی خواست وارد زندگیم بشه..بعد از یه مدت کوتاه فهمیدم منو واسه خودم نمیخواد.خسته شدم...
parnian
کودتای لبخند تو بود که حکومتم را به هم ریخت یک نفر دارد به مرزهای من نزدیک می شود..!
parnian
خسته شدم از بس همه راه های زندگیمو خودم تنها رقتم...خسته شدم از بس بهم گفتن هرجور خودت میدونی هرکدومو خودت دوست داری..هیچ کس نبود بگه این بهتر از اون یکیه ایندفعه اینو انتخاب کنی خیلی بهتره...#بعضی وقتا اختیار اصلا چیز خوبی نیست!