اسم هایِ مجــازی . . تصویر هایِ مجــــازی . . مشخصاتِ مجــــازی . . و در بین این همه چیزهایِ مجازی تنـــها یک چیز حقیقت دارد #آبانی-بودن " من و تـــو "
#ببار-باران ! ببار باران .. ببار چون غصه ها دارم .. بزن باران که من #تنهای-تنهایم منم اینجا .. گدایِ تکه ابریم ، که باشد همچو من ابری .. منم دانه یِ ریگی که در آن سوزشِ گرمایِ این صحرا ، تمنایِ تو را دارد .. ببار امشب ! ببار امشب ! که من تا صبح بیدارم .. بزن باران ! دلم پاییزِ پاییز است .. بزن شاید که این بارش ، بشویَد #بُغضِ چشمانم .. و بلکه ، دور مانَد ، دیدگانِ مردمانِ هرزه یِ این شهر ، از پلکان گریانم .. ببار باران ! ببار باران ! که من غمگینِ غمگینم .. ببار امشب بر این دل باخته و مجنون ! بزن باران .. که شاید مرهمی گردد برای زخمِ چرکینم .. تو را سوگند ، تو را سوگند ببار امشب ...
تقصیر مادر نیست اگر کودک شب خواب میبیند سریندیپیتی روی مین رفته است بچه ها آنقدر فیلم وسترن میبینند که با پرنده های روی سیم برق دوئل میکنند هفت تیر هم نباشد به سنگی راضی میشوند تقصیر مادر نیست که من از کودکی ، از بلندی میترسم وقتی که میدانم ارزش دکمه های بسته به ارتفاع آن است.... بگذار نانوائی های شهر باتوم خیرات کنند بچه ها فقط هفت تیرهای وسترن را به رسمیت میگیرند گور پدر نان ، گشنگیت را سوت بزن ، سمفونی گشنگان نوبل را هم نگیرد پشت وانت ها همیشه حرف هایی برای نگفتن را به تیراژ بالا چاپ میکنند باور کن این مملکت به راه راست هم برود ، نه صادق ، هدایت میشود نه نازلی به شاملو خیانت میکند نه هیچ مادری بچه ای را فهمیده سقط میکند / چه برسد به تانک ها این مملکت آنقدر مرد دارد که با یک مشت پیاز را به دو نیم کند اصلا مشت پیشکش ، هرچه فریاد دارید سر آمریکا بزنید تقصیر مادر نیست ، او هم نمیخواست من به این دنیا می آمدم از پس که پدر آرزو کرد ....کرد.... کرد. . این واگویه پیشکش مادرانگی هایم ، نسلی که از شب حجله به بعد ، درست خوابیدن را یاد گرفت. . .
@ماهان اردکانی کار و بار روزگار ساده تر از آن که حدس می زنیم پیش می رود؛ فارغ از فراق ها، وصال ها، ترانه های ما! فارغ از سکوت ها، اشاره ها، نشانه های ما!!! بی من و تو هم جهان به راه خویش می رود ...