رضوان
ازدیوانه ای پرسیدندپدرومادرت رابیشتردوست داری یاخدارا?? دیوانه گفت عشقم را....... گفتندعشقت کیست? گفت عشقی ندارم........ خندیدندوگفتندبرای عشقت حاضری چه کنی?گفت مانندعاقلان وسالمان نمیشوم”نامردی نمیکنم,دوستش خواهم داشت,تنهایش نمیگذارم,میپرستمش,بی وفایی نمیکنم,بااومهربان خواهم بود,...........گفتنداگرتنهایت گذاشت اگردوستت نداشت اگرنامردی کرداگربی وفابودچه?............ گفت اگراینگونه نبودکه من دیوانه نمیشدم..............
این ارسال را بازنشر کرده است.
آی گفتی
12 سال و 11 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 4 دقيقه قبل