پسر یخی
خوابم میاد ولی به این سر ظهر باید برم جایی .تا ساعت هفتم کارم تموم نمیشه. به قول حسین پناهی : این بود زندگی؟
پسر یخی
چند روزیه هیچ حرفی برای گفتن ندارم . و هیچ پستی هم نمیدم . حتی پست های بقیه رو هم نمیخونم . حالت روحی خوبیه . کاری میکنه کمتر پای نت بشینم
پسر یخی
مثل یه زمین خشک تشنم بود . اندازه یه خر آب خوردم . جای شما خالی
پسر یخی
اینقد قیافم مثبته ، همه فکر میکنن پخمه و بی عرضم !حتی امروز راننده وانت هم میخواست سرم کلاه بذاره!ولی بعدش فهمید زرشک !ما خودمون زغال فروشیم
پسر یخی
چنان گزارش ماهیانه ای نوشتم که هیچ کس در خوابش هم نمیبینه . این مدل شخصیتیم من ! استعداد در حد ادیسون . به جون شما !!!!
پسر یخی
سرمو تراشیدم . بابام همش دست میکشه سرم . فکر میکنه دنده ی پیکانشه
پسر یخی
من یا خیلی با حالم ، یا خیلی خنگم که فکر میکنم خیلی با حالم