پسر یخی
امروز روز خوبی بود . خدا یا شکرت. البته همه روز ها خوبن . به شرطی که به این حرف حسین پناهی ایمان داشته باشی : (( تا زندم ، دنیا ارثیه بابامه ))
پسر یخی
این سریال رو که میبینم ، از خنده میفتم کف اطاقم .
پسر یخی
هر وقت چیزی وارد زندگیتون بشه ، بعد مدتی حضورش عادی میشه . میدونستین ترس از مرگ هم ، همین خاصیت رو داره؟ به نظر من ، این بزرگ ترین تراژدی زندگی ِ . این که مردن واست عادی بشه . و حساب کنی که قبل از مرگت ، چه کارهایی مونده که انجام بدی .
پسر یخی
چرا هر وقت برنامه ریزی میکنیم برای انجام کارهامون ، نمیتوینم بهش عمل کنیم؟ و بعد از مدتی ، دوباره بر میگردیم به همون حالت بی برنامگی . باید جواب این سوال رو پیدا کنم.
پسر یخی
این هم صدمین پست من . السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی
پسر یخی
آدم ها رو از روی قیافشون میشه شناخت . رفتارشونو تا حدودی میتونن کنترل کنن ، ولی بالاخره یه جا خود واقعیشونو نشون میدن . شک نکنین . اگه خوب باشن ، خوبیشونو . بدم باشن که بدیشون .
پسر یخی
خدایا ! کمکم کن طمع کار نشم . ازت خواهش مکینم کمکم کن همین مسیرم رو برم
پسر یخی
تازه فهمیدم نباید از آدمها توقع خوب بودن داشت . باید فقط باهاشون کنار بیای و زندگیتو بکنی . بدیاشون ناراحتت نکنه . خوبیاشونم خوشحالت نکنه . تا وقتی به دردت خوردن ، کنارشون باش و تحملشون کن . البته منظورم خانواده و برخی دوست های صمیمی نیست .